نورون‌ها مسئول سرایت احساسات

سرایت عاطفی چیست؛ آیا احساسات مسری می باشند؟

[ad_1]

به گمان زیاد این جمله را شنیده‌اید که «خنده مسری است» و وقتی که فردی به شما لبخند می‌زند، بلافاصله در عکس العمل به این کار او شما هم لبخند می‌زنید. این اتفاق محدود به لبخندزدن و حس شادمانی نیست؛ غم و اندوه و احساسات فرد دیگر هم سرایت‌پذیرند. در این مقاله درمورد سرایت‌پذیری احساسات و نظریه سرایت عاطفی می‌گوییم. با ما همراه باشید.

سرایت عاطفی چیست؟

سرایت عاطفی یعنی مشاهده حرکت یک فرد منجر بشود دیگران همان حرکت را انعکاسی تکرار کنند. ما انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستیم و به محرک‌های دنیای اطرافمان عکس العمل نشان می‌دهیم، بعد جای شگفتی نیست که احساسات و رفتارهایمان نیز تحت‌تأثیر اطرافیانمان قرار گیرند.

نظریه سرایت عاطفی

الین هتفیلد اولین کسی می بود که این نظریه را نقل کرد و سرایت عاطفی را «تمایل به پیروی و همگام‌سازی خودکار عبارت‌ها، صداها، حالت‌ها و حرکت‌ها با افراد دیگر و درنتیجه هم‌گرایی عاطفی» تعریف کرد.

چه چیزی علتسرایت عاطفی می‌بشود؟

گرچه مطابق پژوهش‌های اولیه سرایت عاطفی کاملا ناخودآگاه رخ می‌دهد، امکان پذیر عوامل مختلفی در سرایت عاطفی نقش داشته باشند یا علتایجاد آن شوند. این عوامل عبارت‌اند از:

اتاقی را فکر کنید پر از افرادی که در حال تماشای نمایش استندآپ کمدین می باشند. داستان خنده‌دار و اعمال مجری علتواکنش مسری نشاط در بین بینندگان می‌بشود. تعداد بسیاری از افراد همانند تبلیغ‌کنندگان، فیلم‌سازان، رستوران‌داران و فروشندگان برای متقاعدکردن شما به خرید چیزی یا تشکیل احساسی در شما از سرایت عاطفی منفعت می‌گیرند.

برای فهمیدن بهتر عوامل محیطی اتاقی تمیز را فکر کنید که همه وسایل مرتب و سر جای خودشان می باشند. دیدن این اتاق به شما اسایش می‌دهد و این حس برای هر فردی که داخل اتاق بشود و تمیزی آن را ببیند، مسری است.

احساسات منفی مسری‌ترند یا احساسات مثبت؟

همان گونه که احساسات مثبت به دیگران سرایت می‌کنند، احساسات منفی نیز مسری‌اند. دلنشین است بدانید احساساتی همانند غم، خشم، ناامیدی و افسردگی زیاد مسری‌تر از احساسات مثبت‌اند و زیاد سریع دیگران را دچار می‌کنند. عوامل محرکی همانند کم‌خوابی، گرسنگی و استرس شدید، فرد را در برابر سرایت عاطفی صدمه‌پذیرتر می‌کنند.

ربط سرایت عاطفی با نورون‌ها

بر پایه پژوهش‌ها، امکان پذیر همانند‌سازی احساسات دیگران ریشه عصبی داشته باشد. این عامل عصبی مربوط به نورون‌های آینه‌ای است؛ وقتی که فردی فرد دیگر را در حال انجام کاری مشاهده می‌کند، نورون‌های خاصی در مغزش فعال و علتخواهد شد دقیقا همان کار را تکرار کند. یعنی اگر فرد فرد دیگر را در حال گریه‌کردن، خندیدن یا لبخندزدن ببینید، آنچه را انجام می‌دهد، آینه‌وار انجام می‌دهید و این‌طوری احساسات فرد به شما سرایت می‌کنند. تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که چرا کودکتان دقیقا کارها و رفتارهای شما را انجام می‌دهد؟ گویا دلیلش نورون‌های آینه‌ای و سرایت‌پذیری عاطفی است.

مرحله های سرایت عاطفی و تأثیر آن

به نظر می‌رسد سرایت عاطفی آن‌قدر سریع اتفاق می‌افتد که حتی متوجهش هم نمی‌شوید، بااین‌حال کارشناسان اعتقاد دارند ابراز سرایت عاطفی مراحلی دارد.

  • پیروی: در عکس العمل به لبخند فرد روبه رو، لبخند می‌زنید و خنده‌اش را پیروی می‌کنید.
  • بازخورد: فکر می‌کنید که من از لبخند و نشاط فرد دیگر خوشحال شده‌ام.
  • سرایت: اکنون که من شادم، من هم لبخندم را به دیگران منتقل می‌کنم.

یقیناً لبخندزدن و خندیدن راه‌های مثبتی برای به‌اشتراک‌گذاشتن احساسات‌اند. جای شگفتی نیست که هنگامی لبخند می‌زنید و احساسات دیگران را منعکس می‌کنید، حس نشاط بیشتری می‌کنید و استرستان افت می‌یابد.

سرایت احساسات مثبت تأثیرات زیاد مثبتی هم دارد همانند لبخندی که ادامه می‌یابد، ربط و اضطراب که در کنسرت حس می‌کنیم و حس حمایتی که در رویدادهایی همانند یادبودها دیده می‌بشود. این در حالی است که احساسات مسری منفی تأثیری منفی دارند. هنگامی حس منفی دیگران به ما سرایت می‌کند، ثابت‌قدم‌ماندن و مهار احساسات منفی زیاد دشوار می‌بشود. وقتی که احساسات منفی در گروهی از افراد سرایت کنند، امکان پذیر اثرات ناخوشایندی همچون افزایش خشونت بر جای بگذارند.

راه حلهای مهار اثرات سرایت عاطفی

با دقت به اثراتی که سرایت عاطفی دارد، ملزوم است روشهای مهار سرایت احساسات را یاد بگیریم. در ادامه، تعدادی از پیشنهاد‌های سودمند در این عرصه را نقل کرده‌ایم.

  • دریابید که چه اعمالی (کلامی و غیرکلامی) شما را وادار به عکس العمل می‌کنند. آیا احساسی را که این اعمال در شما تشکیل می‌کنند، دوست دارید؟ اگر علاقه‌ای به این‌ احساسات ندارید، می‌توانید به‌محض مشاهده این چنین رفتارهایی عمل های ملزوم را انجام دهید و تا حد امکان از آنها پرهیز کنید.
  • یک لحظه بایستید و آنچه را در حال وقوع است، تحلیل کنید و نفس عمیقی بکشید. اکنون که به خودتان زمان تحلیل شرایط را داده‌اید، از بدنتان به سود خود منفعت گیری کنید. تنفس عمیق زیاد سودمند است. هنگامی این کار را انجام می‌دهید، بدن به ذهن این سیگنال را می‌دهد که «همه‌چیز درست خواهد شد» و بدن و ذهن شما اغاز به متمرکزشدن می‌کنند.
  • همدلی با دیگران را تمرین کنید. همدلی درست و بجا با دیگران به شما این امکان را می‌دهد که احساسات دیگران را از احساسات خود جدا کنید. هنگامی همدلی می‌کنید، یعنی احساسات دیگران را فهمیدن می‌کنید و برای گذر بهتر از این شرایط کنارشان می‌مانید نه این که احساسات آنها را احساسات خود بدانید.
  • با افرادی ربط برقرار کنید که تأثیر مثبتی روی شما دارند. تلاش کنید با افرادی در ربط باشید که به شما اسایش خواهند داد و بودن در کنارشان حس راحتی را برایتان به ارمغان می‌آورد.
  • توانایی‌های مقابله‌ای سودمند را تحکیم کنید. در موقعیت‌های ازردهکننده و دشوار، از راهبردهای مقابله‌ای سودمند همانند تنفس عمیق، تجسم هدایت‌شده و بازسازی شناختی منفعت گیری کنید.

کلام پایانی

زندگی پر از لحظات تلخ و شیرینی است که به‌راحتی سرایت‌پذیرند. مسئله مهم این است که مهار احساسات و عکس العمل درست به سرایت عاطفی را یاد بگیرید.

چه احساساتی راحت‌تر به شما سرایت‌ می‌کنند؟ لطفا نظرات و ازمایش ها ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان در بین بگذارید.

[ad_2]

منبع

بهینهسازی تحلیل تشخیص اختلالات روانی با تست MMPI

بهینهسازی تحلیل تشخیص اختلالات روانی با تست MMPI

بهینهسازی تحلیل تشخیص اختلالات روانی با تست MMPI, تست MMPI (ایستگاه ) ابزار تشخیصی بالینیاست که توسط دکتر استارک آر هتوی و آقای جی چارنلی مک کینلی تدوین شد. این تست در دهه ۱۹۳۰ میلادی ایجاد شد و بازنگریهای متعددی را طی کرد تا دقت بالایی داشته باشد. انواع مختلف این تست انواع متعددی دارد که بر اساس هدف استفاده، شامل برای بزرگسالان، برای نوجوانان، نسخه جدید و به شمار میرود.

هر کدام دارای تعداد سوال خاصی هستند شامل ۵۶۷ سوال و و هر کدام ۳۳۸ سوال دارد. زمان اجرای این تست بسته به نوع و نحوه انجام (کاغذ یا کامپیوتر) بین ۲۵ تا ۹۰ دقیقه متفاوت است. مقیاسهای بالینی تست MMPI از ۱۰ مقیاس بالینی کلیدی برای شناسایی اختلالات روانی استفاده میکند.

که هر کدام نشانههای مشخصی از مشکلات روانی را نشان میدهند. مقیاسهای روایی برای افزایش اعتبار نتایج، تست شامل چندین مقیاس روایی است.

مقیاس به نشان دادن خودداری فرد، مقیاس به مغایرت در پاسخها، مقیاس به حالت دفاعی و مقیاسهای TRIN و VRIN به الگوهای پاسخکرانه کمک میکنند. نکات لازم نتایج تست MMPI تنها کافی نیست و باید با سایر ابزارهای ترکیب شوند. این تست باید توسط متخصص روانشناسی به کار گرفته شود و باید جوابات فرد صادقانه ارائه شود. همچنین مقیاسهای روایی مانند و در شناسایی کوچکنمایی و تظاهر ஆگاهی دارند.

فوبیای تماس چیست؟

فوبیای تماس چیست؟

فوبیای تماس چگونه است و چه راههایی برای غلبه بر آن وجود دارد؟

شاید شما نیز جزو کسانی باشید که وقتی تلفن زنگ میزند، تمایل به پاسخ دادن ندارید یا پیش از تماس، سناریوهای مختلف گفتوگو را در ذهن مرور میکنید. شاید وقتی زنگ تلفن به صدا درمیآید، خیس عرق میشوید و احساس ترس میکنید. اگر این برای شما آشنا است، تنها نیستید، زیرا ترس از تماس یک یک فوبیا شایع در سطح جهان محسوب میشود.

فوبیای تماس چیست؟

برخی افراد وقتی میخواهند تلفن را جواب دهند، دچار اضطراب و ترس شدید میشوند. این ترس آنقدر قوی است که ممکن است تماسهای خود را کلیه اجتناب کنند، بهویژه نگران این میشوند که صدا یا چهرهشان (در تماسهای تصویری) چگونه به نظر برسد.

چقدر فوبیای تماس شایع است؟

براساس پژوهشی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد، حدود ۷۶درصد از بزرگسالان تمایلی قوی به تماس ندارند. در میان جوانان نیز این بیتمایلی به دلیل افزایش اضطراب در این سنی شایع است و بیشتر ترجیح میدهند از متدها چت یا پیامک استفاده کنند، اگرچه در موقعیتهای مهم و گفتوگوی روبرو است.

نشانههای فوبیای تماس

نمای اصلی این اختلال، ترس و اضطراب شدید پیش از پاسخ دادن به تلفن است. سایر علامتها عبارتاند از پرهیز از زنگ زدن به دیگران، دیر در پاسخگویی، وسواس درباره دیگران پس از تماس، نگرانی از آزار دادن به و تشنگی از گفتههای خود، همراه با أعراض جسمی ت ضربان قلب، تهوع و لرزش.

چرا برخی افراد دچار این فوبیا میشوند؟

۱. ضعف در سیگنالهای

در گفتوگو، کلمات، باید به لحن و شیوه بیان طرف مقابل نیز توجه کرد. کسانی که این مهارت را ندارند یا در آن ضعیفند، تماس برایشان ناخوشایند و آزاردهنده میشود و لذا از آن پرهیز میکنند.

۲. فشار ذهنی زیاد

برای بسیاری، صحبت معادل تحمل است ذهنی است؛

۳.حس قضاوت شدن

گاهی عدم دیدن طرف و اعتماد صرف به صدا، مان به این میگوید که طرف قرار است ما را قضاوت کند، که این احساس منجر به اضطراب و نگرانی میشود.

۴. راحتتر بودن در ارسال پیام

پیامهای متنی فرصت فکر کردن قبل از ارسال را میدهند، بسیاری به جای زنگ زدن، ترجیح میدهند پیامکی بفرستند.

روشهای درمان فوبیای تماس

برای مقابله با این ترس، تکنیکهای بهویژه و مؤثرند.,

۱. بازسازی شناختی

در این روش، درمانگر به با چالش منفی مانند من دیگران را ناراحت میکنم و جایگزینی آن با، کی مثال ربما الشخص الآخر أو مع الجهاز.

۲. مواجههدرمانی

یک روش معتبر برای مقابله با الفیا، به موضوع ترس است. درمانگر فرد را بهتدریج با میکند، از سهل تا وضعیات مانند تماس در جمع، و لکل

چطور بر فوبیای تماس غلبه کنیم؟

علاوه بر روشهای درمانی، استراتژیهای زیر نیز میتوانند مفید باشند

۱. تماسهای کوتاه با افراد آشنای خوشخلق داشته باشید

ک وبدون.

۲. لبخند بزنید در حین گفتوگو

،.

۳. به خود پاداش دهید پس از تماس موفق

–.

۴. از نشخوار فکری اجتناب کنید

.,.

۵. خودتان را یادآورید که غیر

–.

۶.

.

از تجربه خود بگویید

آیا شما نیز دچار این فوبیای شدهاید؟ هنگام تماس چه احساسی دارید؟ چگونه بهتر آن شد؟ ما در بخش نظرات خوشحال میشویم تجربههایتان را ب

فوبیای تماس چگونه است و چه راههایی برای غلبه بر آن وجود دارد؟

شاید شما نیز جزو کسانی باشید که وقتی تلفن زنگ میزند، تمایل به پاسخ دادن ندارید یا پیش از تماس، سناریوهای مختلف گفتوگو را در ذهن مرور میکنید. شاید وقتی زنگ

فوبیای تماس چیست؟

برخی افراد وقتی میخواهند تلفن را جواب دهند، دچار اضطراب و ترس شدید میشوند. این ترس آنقدر قوی است که ممکن است تماسهای خود را کلیه اجتناب کنند، بهویژه نگران این میشوند که صدا یا چهرهشان (در تماسهای تصویری) چگونه به نظر برسد.

چقدر فوبیای تماس شایع است؟

براساس پژوهشی که در سال ۲۰۱۹ انجام شد، حدود ۷۶درصد از بزرگسالان تمایلی قوی به تماس ندارند. در میان جوانان نیز این بیتمایلی به دلیل افزایش اضطراب در این سنی شایع است و بیشتر ترجیح میدهند از متدها چت یا پیامک استفاده کنند، اگرچه در موقعیتهای مهم و گفتوگوی روبرو است.

نشانههای فوبیای تماس

نمای اصلی این اختلال، ترس و اضطراب شدید پیش از پاسخ دادن به تلفن است. سایر علامتها عبارتاند از پرهیز از زنگ زدن به دیگران، دیر در پاسخگویی، وسواس درباره دیگران پس از تماس، نگرانی از آزار دادن به و تشنگی از گفتههای خود، همراه با أعراض جسمی ت ضربان قلب، تهوع و زش.

چرا برخی افراد دچار این فوبیا میشوند؟

۱. ضعف در سیگنالهای

در گفتوگو، کلمات، باید به لحن و شیوه بیان طرف مقابل نیز توجه کرد. کسانی که این مهارت را ندارند یا در آن ضعیفند، تماس برایشان ناخوشایند و آزاردهنده میشود و لذا از آن پرهیز میکنند.

۲. فشار ذهنی زیاد

برای بسیاری، صحبت معادل تحمل است ذهنی است؛

۳. حس قضاوت شدن

گاهی عدم دیدن طرف و اعتماد صرف به صدا، مان به این میگوید که طرف قرار است ما را قضاوت کند، که این احساس منجر به اضطراب و نگرانی میشود.

۴. راحتتر بودن در ارسال پیام

پیامهای متنی فرصت فکر کردن قبل از ارسال را میدهند،.

روشهای درمان فوبیای تماس

برای مقابله با این ترس، تکنیکهای بهویژه و مؤثرند.,.

۱. بازسازی شناختی

در این روش، درمانگر به با چالش منفی مانند من دیگران را ناراحت میکنم و جایگزینی آن با، کی مثال

۲. مواجههدرمانی

یک روش معتبر برای مقابله با الفوبیا، به موضوع ترس است. درمانگر فرد را بهتدریج با میکند، از سهل تا وضعیات مانند تماس در جمع، و لکل

چطور بر فوبیای تماس غلبه کنیم؟

علاوه بر روشهای درمانی، استراتژیهای زیر نیز میتوانند مفید باشند

۱. تماسهای کوتاه با افراد آشنای خوشخلق داشته باشید

,

۲. لبخند بزنید در حین گفتوگو

–

۳. به خود پاداش دهید پس از تماس موفق

–

۴. از نشخوار فکری اجتناب کنید

,

۵. خودتان را یادآورید که غیر

–,

۶. شالط

از تجربه خود بگویید

آیا شما نیز دچار این فوبیای شدهاید؟ هنگام تماس چه احساسی دارید؟ چگونه بهتر آن شد؟ ما در بخش نظرات خوشحال میشویم تجربههایتان را بفرستید.

نحوه عملکرد ترس چیست؟

نحوه عملکرد ترس چیست؟

ترس چیست؟ عملکرد، علائم، تشخیص و روشهای سد

ترس احساسی پایه شامل واکنش بیوشیمیایی و واکنش هیجانی فردی است که ما را به وجود خطر یا احتمال آسیب آگاه میکند، چه این خطر جسمی باشد چه روانی.

نحوه عملکرد ترس چیست؟

گاهی ترس ناشی از تهدیدهای واقعی است و گاهی از خطرات تجسمی نشئت میگیرد. گرچه ترس واکنشی طبیعی به برخی موقعیتهاست، ممکن است منجر به پریشانی و اختلال شود. علاوهبر این، ممکن است ترس نشانه برخی اختلالات سلامت روان باشد از جمله اختلال هراس، اختلال اضطراب اجتماعی، فوبیا و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD).

ترس از ۲ واکنش اولیه به برخی از انواع تهدیدات تشکیل میشود، یعنی واکنش بیوشیمیایی و واکنش عاطفی که در ادامه هرکدام را بررسی کردهایم.

۱. واکنش بیوشیمیایی

ترس نوعی احساس طبیعی و مکانیسم بقاست. وقتی با تهدیدی روبهرو میشویم، بدن به روشهای خاصی به آن تهدید واکنش نشان میدهد. واکنشهای فیزیکی به ترس شامل عرقکردن، افزایش ضربان قلب و افزایش آدرنالین هستند که ما را بسیار هوشیار میکنند. این واکنش فیزیکی پاسخ جنگ یا گریز نیز نامیده میشود، به این معنی که بدن خود را برای دفاع یا فرار آماده میکند. واکنش بیوشیمیایی نوعی تحول تکاملی است، واکنشی خودکار که برای بقای ما بسیار مهم است.

۲. واکنش عاطفی

واکنش عاطفی به ترس به شخصیت و خلقوخوی فرد بستگی دارد. در واقع واکنش مغز به ترس مشابه احساسات مثبتی مانند شادی و هیجان است، به همین علت واکنش احساسی افراد به ترس متفاوت ست. برخی از افراد مدام بهدنبال افزایش آدرنالین بدنشان با انجام ورزشهای هیجانی یا قرارگرفتن در سایر موقعیتهای هیجانانگیز مانند تماشای فیلمهای ترسناکاند. برخی دیگر به احساس ترس واکنش منفی نشان میدهند و به هر قیمتی از موقعیتهای ترسآور اجتناب میکنند. گرچه واکنش فیزیکی افراد به ترس یکسان است، واکنش احساسی به ترس بسته به شخصیت فرد ممکن است مثبت یا منفی باشد.

علائم ترس

ترس معمولا هم علائم جسمی دارد و هم علائم احساسی. گرچه هر فردی ممکن است دچار علائم متفاوتی از ترس شود، برخی علائم رایج آن عبارتاند از

علاوهبر علائم جسمی، افراد ممکن است دچار علائم روانی مانند ناراحتی، حس ناتوانی تسلطنداشتن به اوضاع یا احساس نزدیکی به مرگ شوند.

ریشه ترس چیست؟

ترس فوقالعاده پیچیده است و هیچ علت اصلی و واحدی ندارد. برخی از ترسها ممکن است ناشی از تجربیات یا آسیبهای روحی باشند، در حالی که علت برخی از ترسها ناشناخته است. برخی از محرکهای رایج ترس عبارتاند از

  • وقایع تخیلی؛
  • عوامل ناشناخته؛
  • رویدادهای آینده؛
  • خطرات واقعی زیستمحیطی؛
  • برخی از اشیا یا موقعیتهای خاص (مانند عنکبوت، مار، ارتفاع، پرواز).

انواع ترس

برخی از انواع مختلف اختلالات اضطرابی که با ترس مشخص میشوند، عبارتاند از

تشخیص ترس

اگر مدام و بیش از حد دچار احساس ترس میشوید، به پزشک مراجعه کنید. ممکن است پزشک شما را معاینه کند و برایتان آزمایشهایی تجویز کند تا مطمئن شود ترس و اضطراب شما با بیماری زمینهای خاصی مرتبط نیست.

همچنین ممکن است درباره علائم ترس از جمله مدتزمان، شدت و موقعیتهایی که دچارش میشوید، سؤالاتی بپرسد. با توجه به علائم، پزشک ممکن است ترس شما را نوعی اختلال اضطرابی مانند فوبیا تشخیص دهد.

فوبیاها

یکی از جنبههای اختلالات اضطرابی ترس از ترسیدن است. در حالی که بیشتر افراد فقط در موقعیتهای ترسناک میترسند، افراد مبتلا به اختلالات اضطراب از اینکه دچار ترس شوند میترسند. این افراد واکنش به ترس را منفی تلقی میکنند و تمام تلاش خود را میکنند تا از این واکنش اجتناب کنند.

فوبیا ترس از موقعیتی است که خطر واقعی ندارد. گرچه فرد مبتلا به فوبیا تشخیص میدهد که ترسش غیرمنطقی است، نمیتواند از واکنش ترس جلوگیری کند.

درمان ترس

قرارگرفتن مکرر در موقعیتهای ترسناک منجر به نوعی آشنایی میشود که امکان دارد واکنش ترس را تا حد زیادی کاهش دهد. این رویکرد اساس برخی از درمانهای فوبیا را تشکیل میدهد. روشهای درمانی فوبیا که مبتنی بر روانشناسی ترس هستند، بر تکنیکهایی مانند حساسیتزدایی سیستماتیک و غرقهسازی تمرکز دارند. هر دو تکنیک بر اساس واکنشهای فیزیولوژیکی و روانی بدن برای کاهش ترس هستند.

۱. حساسیتزدایی

این تکنیک شامل هدایت تدریجی در برخی موقعیتهای مواجهه است. مثلا برای فردی که از مار میترسد، حساسیتزدایی سیستماتیک شامل صحبتکردن درمانگر با فرد درباره مارها در اولین جلسه درمانی است. در جلسات بعدی، درمانگر بهآرامی فرد را به تماشای تصاویر مارها، بازی با مارهای اسباببازی و درنهایت دستزدن به مار زنده سوق میدهد. این روند با یادگیری و بهکارگیری تکنیکهای مقابلهای جدید برای مدیریت واکنش ترس همراه است.

۲. غرقهسازی

در تکنیک غرقهسازی، فرد در محیطی امن و کنترلشده در معرض موقعیت ترسناک قرار میگیرد تا ترسش کاهش یابد. این تکنیک باعث میشود فرد با اضطراب شدید مقابله کند و ترس او از آن موقعیت بسیار کاهش یابد.

مقابله با ترس

برای مهار اثرات فیزیکی، عاطفی و رفتاری ترس میتوانید از چنین اقدامات مؤثر و در عین حال سادهای استفاده کنید

  • حمایت اجتماعی دریافت کنید. وجود افراد حامی در زندگی شما مهار احساس ترس را برایتان راحتتر میکند.
  • ذهنآگاهی را تمرین کنید. گرچه همیشه نمیتوانید جلوی برخی از احساسات را بگیرید، آگاهبودن باعث میشود ترس را بهتر مهار کنید و افکار منفی را با افکار مفید و مثبت جایگزین کنید.
  • از تکنیکهای مدیریت استرس مانند تنفس عمیق، تمرینات آرامسازی پیشرونده عضلانی و تجسم هدایتشده استفاده کنید.
  • مراقب سلامتی خود باشید. خوب غذا بخورید، ورزش کنید و هر شب به اندازه کافی بخوابید.

کلام پایانی

ترس احساس مهمی است که میتواند از شما در برابر خطر محافظت کند و در عین حال ممکن است منجر به احساس اضطراب طولانی شود. یافتن راههایی برای مهار ترس سبب میشود بهتر با این احساسات کنار بیایید و اضطرابتان را کاهش دهید.

شما هم هنگام ترسیدن مضطرب و پریشان میشوید؟ بهنظر شما علت ترس های بی مورد چیست و از چه راهکارهایی برای مهار علائم ترس استفاده میکنید؟ لطفا نظرات و تجربیات ارزشمندتان را با ما و کاربران عزیزمان در میان بگذارید.

هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر

<a href="https://www.chetor.com/۲۹۲۶۹۹-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DA%۸۶%DB%8C%D8%B3%D8%AA/"منبع

چرا و چگونه باید از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم

چرا و چگونه باید از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم

ad_1

تابهحال فکر کردهاید که دنیای ما قبل از هیاهوی شبکههای اجتماعی چگونه بود؟ در دنیای امروزی، تکنولوژی روزبهروز بیشتر پیشرفت میکند و این پیشرفتها زندگی ما را بهینه و سادهتر کردهاند، اما مشکلاتی نیز ایجاد کردهاند. شبکههای اجتماعی بخش قابلتوجهی از زندگی ما را به خود اختصاص دادهاند و فاصلهگرفتن از آنها دلهرهآور به نظر میرسد، اما این کار نوید دگرگونی اساسی را میدهد. با ما در این مقاله همراه باشید تا ببینیم چرا باید از شبکههای اجتماعی دور شویم و چطور میتوانیم این کار را انجام دهیم.

چرا باید از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم؟

در عصر رسانههای دیجیتال، فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی اثرات چشمگیری بر سلامت روان ما میگذارد. شبکههای اجتماعی طوری طراحی شدهاند که ما را درگیر خود نگه دارند و دائما مغز ما را با اعلانهای مختلف شلوغ کنند. احساس میکنیم با هر بازدید، لایک و کامنت تأیید شدهایم و این احساس مثبت هر بار مقدار کمی دوپامین در مغز ما ترشح میکند. هورمون دوپامین مسئول انتقال لذت در سیستم عصبی انسان است. این بمباران مداوم با دوپامین مغز ما را شرطی میکند و مثل سایر رفتارهای اعتیادآور است.

فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی فرصتی فراهم میکند که از این دور باطل رها شویم و به ذهنمان اجازه میدهد دوباره متمرکز شود و شاداب بماند. با دوری از فضای دیجیتال زمانی برای حضور در دنیای واقعی خواهیم داشت. ما وقتی تعاملات اجتماعی واقعی داریم، لذتهای ساده زندگی را دوباره کشف میکنیم و مغزمان از استرس و فشار مقایسه دور میشود.

محققان هنوز دقیقا نمیدانند که شبکههای اجتماعی چقدر بر ما اثر میگذارند یا اینکه تأثیرشان بر افراد مختلف چه تفاوتهایی دارد، اما کسانی که مدتی از شبکههای اجتماعی فاصله گرفتهاند، میگویند در زمان دوری از فضای دیجیتال متمرکزتر و خلاقتر بودهاند و آرامش بیشتری داشتهاند.

چه زمانی باید از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم؟

محققان میگویند وقتی متوجه تغییرات خلقی منفی در خود میشوید، زمانش است که از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرید. آنها نشانههای مشخصی را نام میبرند که بهکمک آنها میتوانید میزان درگیری خود با رسانههای دیجیتال را بررسی کنید. اگر این علائم را در زندگی روزمره خود میبینید، باید بیشتر به سبک زندگی خود توجه کنید. برخی از این نشانهها را در ادامه با هم مرور میکنیم.

۱. احساس ناامنی

شبکههای اجتماعی اغلب احساس ناامنی و بیکفایتی ما را تحریک میکنند. ما وضعیت خودمان را با تصویر بینقص زندگی دیگران و دستاوردهایشان مقایسه میکنیم و فکر میکنیم بهاندازه آنها موفق، جذاب و ثروتمند نیستیم. این مقایسه خود با دیگران اعتمادبهنفس را از بین میبرد و ما را دچار احساس حسادت میکند و از رضایت و شادی ما میکاهد.

۲. احساس ناامیدی

ناامیدی یکی از احساسات رایجی است که مردم عصر دیجیتال دچارش میشوند. شبکههای اجتماعی انتظارات ما از زندگی را بالا میبرند و ما را مجبور میکنند تصویر بینقصی از خود ارائه دهیم. وقتی به میزان دلخواهمان لایک نمیشویم یا به عکسهایمان توجهی نمیشود، احساس ناامیدی و شکست میکنیم. ذهن نمیتواند احساسات ناشی از فضای دیجیتال و واقعیت را تفکیک کند، بنابراین احساس ناامیدی به زندگی واقعی ما نیز سرایت میکند.

۳. احساس خشم

شبکههای اجتماعی پر از اخبار بدند. طوفانهای توییتری، اخبار جنگ، تورم و بسیاری مسائل مشابه احساس عصبانیت و اضطراب اجتماعی ما را افزایش میدهند. هجوم گسترده اطلاعاتی که با منفینگری و هیجان همراه است، فشار مضاعفی به ذهن ما وارد میکند. همه ما خشم، ترس و نگرانی را در فضای مجازی احساس کردهایم. مواجهه مداوم با اخبار بد ما را در دام چرخهای از پریشانی میاندازد که ممکن است تمام ابعاد زندگی ما را تحتتأثیر قرار دهد.

۴. بیخوابی

شبکههای اجتماعی جذاب و اعتیادآورند. این جذابیت، در بسیاری از افراد منجر به بیخوابی میشود. اگر قبل از خواب سراغ شبکههای اجتماعی میروید و ساعتها در محتواهای مختلف آنها غرق میشوید، باید این نشانه را جدی بگیرید. همه ما مشتاقیم در جریان جدیدترین اتفاقات جهان باشیم و ترس ازدستدادن یک محتوای جدید ما را ساعتها مشغول نگه میدارد، اما باید بدانیم کمبود خواب مشکلات جدی برای سلامتی ایجاد میکند. کمخوابی بر سلامت جسمی، روانی و عاطفی ما اثر میگذارد. علاوهبر این، عملکرد شناختی مغز را نیز مختل میکند.

۵. دلخوری اطرافیان

گاهی شبکههای اجتماعی رابطه شما با اطرافیانتان را کمرنگ میکنند. اگر خانوادهتان بابت زمانی که در شبکههای اجتماعی صرف میکنید دلخورند یا دوستانتان به شما میگویند که بهقدر کافی به آنها توجه نمیکنید، باید این نشانه را جدی بگیرید. انسان نیاز به معاشرتهای حقیقی دارد؛ به همین دلیل مشاوران پیشنهاد میکنند بین دنیای واقعی و فضای دیجیتال تعادل برقرار کنید تا روابطی سالم و مفید داشته باشید.

فواید فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی

فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی فواید زیادی برای سلامت جسم و روح ما دارد. وقتی زمان خود را مدیریت میکنیم و مدت حضور در شبکههای اجتماعی را آگاهانه محدود میکنیم، کمتر در معرض محتواهای آسیبزا و اضطراب ناشی از مقایسه خود با دیگران خواهیم بود. محققان ۶۸ دانشجو را بررسی کردند و فهمیدند وقتی افراد از شبکههای اجتماعی فاصله میگیرند، سلامت روانشان بهبود مییابد. مهمترین مزایای دوری از فضای دیجیتال را در ادامه مطرح کردهایم.

۱. بهبود خلقوخو

تحقیقات محدودی درباره تأثیر شبکههای اجتماعی بر افراد انجام شده است، اما بر اساس همین تحقیقات محدود هم دوری از رسانههای دیجیتال خلقوخوی افراد را بهبود میدهد. احساس رضایت و شادی نیز با فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی رابطه مستقیم دارد. وقتی زندگی خود را با تصاویر غیرواقعی مقایسه نکنیم، اعتمادبهنفس و آرامش بیشتری خواهیم داشت.

۲. مهار اضطراب

وقتی محرکهای منفی را از زندگی خود حذف میکنیم، اضطرابمان کمتر و آرامشمان بیشتر میشود. محققان کاهش اضطراب پس از فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی را تأیید کردهاند و میگویند یکی از راههای مهار اضطراب دوری از فضای دیجیتال است. ترس و نگرانی ناشی از خواندن اخبار منفی نیز با دوری از فضای دیجیتال کاهش مییابد.

۳. افزایش تمرکز

بیشتر مردم وقتی نمیدانند چه کاری باید انجام دهند، سراغ تلفن همراهشان میروند و در شبکههای اجتماعی میچرخند. این کار بهمرور قدرت تمرکز را کاهش میدهد، درنتیجه وقتی کار مهمی دارید دائم حواستان پرت میشود. فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی ذهن بههمریخته ما را پاکسازی میکند.

۴. افزایش خلاقیت

محققان میگویند دوری از شبکههای اجتماعی خلاقیت شما را افزایش میدهد. ما هر روز ذهن خود را پر از محتواهای کوتاه و بیفایده میکنیم، درنتیجه عملکرد مغزمان کاهش مییابد. زمانی که فرصت داشته باشیم سرگرمیهای مختلف را امتحان کنیم، ذهنمان بهتر کار میکند و خلاقتر میشویم.

۵. ارتباطات اجتماعی مؤثر

طبق تحقیقات، دوری از شبکههای اجتماعی مقدار ارتباطات اجتماعی واقعی را افزایش میدهد. تعاملات معنادار و واقعی هم سلامت روان ما را بهبود میدهد. وقتی با اطرافیان خود گفتوگوی واقعی داریم، پیوندهای عاطفی عمیقتری ایجاد میشوند. این پیوندهای عاطفی به ما فرصت درک متقابل و همدلی با دوستان و خانواده را میدهند.

۶. خواب باکیفیت

فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی در شب تأثیر چشمگیری بر بهبود کیفیت خواب دارد. وقتی از هیاهوی محتواهای مختلف دور میشویم، میتوانیم محیطی آرام و مساعد برای استراحت ایجاد کنیم. دوری از شبکههای اجتماعی در اواخر شب، از تحریک بیش از حد مغز جلوگیری میکند و به ذهنمان اجازه میدهد آرام بگیرد. طبق تحقیقات، خواب باکیفیت سلامت روان، انرژی و خلقوخوی افراد را بهبود میدهد.

۷. بهبود سلامت جسمی

تمام زمانی که در شبکههای اجتماعی صرف میکنیم، چشمهای ما به صفحهنمایش خیره شدهاند. علاوهبر این وقتی تلفن همراه یا تبلت خود را در دست گرفتهایم، شانهها، کتف و گردنمان در زاویه بدی قرار میگیرند. ما حواسمان نیست و بدنمان ساعتها و فشار زیادی را تحمل میکند. محققان میگویند دوری از شبکههای اجتماعی برای سلامتی مفید است و دردهای مزمن از جمله سردرد را کاهش میدهد.

چطور از شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم؟

روشهای متنوعی برای فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی وجود دارد. چه بخواهید زمان خود را مدیریت کنید و چه قصد داشته باشید یک هفته سمزدایی از شبکههای اجتماعی را امتحان کنید، میتوانید از این نکات بهره بگیرید. تلاش کنید این روشها را متناسب با شرایط خودتان تنظیم کنید که بهترین نتیجه را بگیرید.

پس از انجام این تمرینات، آماده یک هفته سمزدایی خواهید بود. محققان میگویند یک هفته برای سمزدایی دیجیتال و پاکسازی مغز از فشارهای دنیای مدرن کافی است. میتوانید یک هفته را بدون هیچکدام از شبکههای اجتماعی بگذارنید و ذهنتان را پاکسازی کنید.

۱. سنگ بزرگ برندارید

محققان میگویند اگر بهتدریج از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرید، احتمال موفقیتتان بیشتر است. طبق بررسیها، هرچه ساعات بیشتری از روز را در شبکههای اجتماعی بگذرانید، فاصلهگرفتن از آنها برایتان دشوارتر خواهد بود. سعی کنید با مدیریت زمان بهتدریج زمان کمتری را صرف فضای دیجیتال کنید.

۲. اعلانهای خود را خاموش کنید

این کار اولین قدم برای دوری از شبکههای اجتماعی است. اعلانها بهراحتی حواس شما را پرت میکنند و مجبور میشوید تلفن همراه خود را نگاه کنید. ورود به هر شبکه اجتماعی هم شما را مدتی درگیر میکند و زمانتان را هدر میدهد.

۳. در یک شبکه اجتماعی بمانید

یک شبکه اجتماعی را برای خود انتخاب کنید و سایر برنامهها را پاک کنید. چرخیدن بین پلتفرمهای مختلف ترشح دوپامین را افزایش میدهد و اعتیادآور است. در این مرحله فقط یک شبکه اجتماعی را در نظر بگیرید و در سایر شبکههای اجتماعی فعالیت نکنید.

۴. برنامهریزی کنید

برای خود زمان مشخص تعیین کنید؛ مثلا دو بار در روز ساعت مشخصی را در نظر بگیرید و تنها در همان زمان تلفن همراه خود را نگاه کنید؛ یعنی بهخاطر خستگی و بیحوصلگی سراغ شبکههای اجتماعی نروید و تنها در زمان مشخصشده محتواهای موردعلاقهتان را ببینید.

۵. آگاه باشید

خودآگاهی اساس هر تغییری است. شما با برنامهریزی هدفمند میتوانید روز خود را مدیریت کنید و زمان بیشتری دور از فضای دیجیتال باشید، پس آگاهانه عمل کنید. در پایان هر روز زمانی را به بررسی رفتارهای خود اختصاص دهید. فکر کنید به اینکه چه زمانی بیشتر مشتاق گردش در شبکههای اجتماعی هستید و چه زمانی به کل تلفن همراه خود را فراموش میکنید.

بازگشت به شبکههای اجتماعی

برای بازگشت به شبکههای اجتماعی هم آگاهانه عمل کنید و این کار را مطابق شرایط خودتان انجام دهید. قبل از اینکه دوباره درگیر این رسانهها شوید، کمی به تجربه خود فکر کنید. در چه بخشهایی از زندگیتان بدون شبکههای اجتماعی احساس بهتری داشتید؟ کدام شبکه اجتماعی احساس خشم و اضطراب بیشتری به شما میدهد؟ شاید در این مرحله تصمیم بگیرید بعضی از همکاران و آشنایان خود را دیگر در شبکههای اجتماعی دنبال نکنید یا برای همیشه یکی از صفحات اجتماعی خود را ببندید. تجربه شما ارزشمندترین دارایی است و بر اساس آن میتوانید بهترین برنامه را برای خودتان در نظر بگیرید.

محققان پیشنهاد میدهند پس از دوره سمزدایی، زمانهای خاصی از روز را به شبکههای اجتماعی اختصاص دهید و تنها در همان بازه زمانی کوتاه وقت صرفشان کنید؛ مثلا تنها در زمان قهوه صبحگاهی یا استراحت ناهار در فضای مجازی بچرخید. به این ترتیب در سایر ساعات روز تمرکز بیشتری خواهید داشت و عملکرد ذهنتان نیز متعادل خواهد شد.

سخن آخر

فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی روشی برای استراحتدادن به ذهن در دنیای شلوغ و مدرن ماست. هیچ جدول زمانی مشخصی برای این کار وجود ندارد. شما میتوانید متناسب با شرایط خود، یک روز، یک هفته یا یک ماه از شبکههای مجازی دور شوید. فاصلهگرفتن از شبکههای اجتماعی سبب کاهش اضطراب، ناامیدی و خشم میشود. علاوهبر این، کیفیت خواب و سلامتی جسمی و خلاقیت شما را بهبود میدهد.

اگر این مقاله برایتان مفید بود، آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و نظرتان را برایمان بنویسید.

divempty https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/display: none;>

divempty https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/https://www.chetor.com/display: none;
>

دلیل بسیاری از خیانتهای زناشویی یا طلاقها این است که نمیدانیم با شریک زندگی یا همسر خود چگونه ارتباط برقرار کنیم.

این مجموعه صوتی را گوش دهید و تأثیرش بر زندگی مشترکتان را حس کنید.

ad_2

منبع

اهمیت ندادن به فکر دیگران؛ چرا و چگونه؟

اهمیت ندادن به فکر دیگران؛ چرا و چگونه؟

اهمیت ندادن به فکر دیگران چرا و چگونه؟

انسان ذاتا موجودی اجتماعی و خواهان برقراری ارتباط با دیگران است. اهمیتدادن به افکار دیگران نیز بخشی از تمایل ذاتی ما به ایجاد و حفظ ارتباط صمیمانه است. البته اهمیتدادن بیش از حد به افکار دیگران به قیمت سلامت روانمان تمام میشود، پس باید بدانیم چطور جلوی آن را بگیریم تا در با تلاق جلب رضایت همه آدمها به هر قیمتی فرو نرویم. همراه ما با شید تا چند را هکار عالی برای اهمیتندادن به فکر دیگران را با هم مرور کنیم.

<span id="chra_bh_fkr_dygran_ahmyt_mydhym"چرا به فکر دیگران اهمیت می‌دهیم؟

هزاران سال پیش، نیاکان ما زندگی گروهی و اجتماعی داشتند. شکارکردنشان، کارکردنشان و مراقبتکردنشان در کنار هم بود و طردشدن از گروه مرگ آنان را در پی داشت. امروزه اگرچه تعداد لایکهای آخرین پستمان ربطی به مرگ و زندگی ما ندارد، عجیب باعث نگرانی ما میشود که از همین نیاز پذیرفتهشدن گذشتگانمان نشئت میگیرد.

در دورانی که ما زندگی میکنیم، شبکههای اجتماعی تأثیر زیادی بر ما دارند و تعداد لایکها و دنبالکنندهها مستقیما بر احساس ارزشمندی افراد اثر میگذارند. تلاش بیش از حد برای جلب رضایت دیگران و اهمیتدادن به افکار آنها شاید ناشی از آسیبهای دوران کودکی، اضطراب اجتماعی زیاد یا اعتمادبهنفس کم افراد باشد.

<span id="ayn_ahmytdadn_mfyd_ast_ya_mdr"این اهمیت‌دادن مفید است یا مضر؟

صرف زمان و انرژی بیش از حد برای افکار دیگران به سلامت روان آسیب میزند و ما را وارد دور با طلی از ناامنی و آسیبپذیری میکند. از طرفی نمیتوانیم و نباید نقش بسزای این مسئله در ایجاد روابط سالم و پرمعنا را انکار کنیم. اگر با کلام یا رفتار خود به کسی آسیب میزنیم، باید ناراحتی او برایمان مهم باشد تا در صدد جبران و رفع دلخوری برآیم. در غیر این صورت قطعا نمیتوانیم روابط عمیق و عاطفی با دیگران برقرار کنیم. اما این اهمیت به افکار آدمها نباید همیشگی باشد!

<span id="faydhhay_ahmytndadn_bh_fkr_dygran"فایده‌های اهمیت‌ندادن به فکر دیگران

اولین تأثیر اهمیتندادن به فکر دیگران آسایش خیال و آزادی فکر است. دیگر فایدههای آن عبارتاند از

  • ترس از قضاوت همیشه مانعی بزرگ برای انجامدادن کارهای ریزودرشت است. حتی نمیتوانیم خود واقعیمان با شیم. لباسی که میپوشیم، کلامی که به زبان میآوریم و هر کاری که انجام میدهیم ممکن است برای جلب رضایت دیگران باشد. با پارهکردن این طناب اسارت، را حتتر میتوانیم خود واقعیمان را پیدا کنیم.
  • آرامآرام مقابله با اصرار همسالان برای انجام کارهای خطرناک و غیراخلاقی را حتتر میشود.
  • راحتتر میتوانیم به افراد نیازمند کمک کنیم و دایره مهربانی را گسترش دهیم.
  • با ایجاد روابط مثبت و حمایتگرانه بیشتر احساس امنیت میکنیم و عزتنفس خود را افزایش میدهیم.

<span id="nshanhhay_aynkh_bysh_az_hd_bh_fkr_dygran_ahmyt_mydhym"نشانه‌های اینکه بیش از حد به فکر دیگران اهمیت می‌دهیم!

فراموش نکنید که تمام نگرانیها و دغدغههای اطرافیان ما ارزش شنیدن و اهمیتدهی ندارند. اگر این چند نشانه را در خود میبینید، به نظرات دیگران بیشتر از سلامت روان خود اهمیت میدهید

  • پاسخ شما به انتقاد همیشه تغییر است فارغ از اینکه انتقاد چیست و از سوی چه کسی است.
  • به دیگران اجازه میدهند برای شما تصمیم بگیرند.
  • مرزهای شخصی ندارید.
  • کمالگرا هستید.
  • اگر با نظر دیگران مخالف با شید، سکوت میکنید.
  • آرامش شما وابسته به تأیید دیگران است.
  • مدام عذرخواهی میکنید، حتی زمانی که کار اشتباهی انجام ندادهاید.
  • بهندرت میگویید.

<span id="chtwr_bh_fkr_dygran_ahmyt_ndhym"چطور به فکر دیگران اهمیت ندهیم؟

تکتک لحظاتی که برای جلب نظر مثبت آدمها تلاش میکنیم، از خود واقعیمان دور و دورتر میشویم. اگر با چنین مشکلی دستوپنجه نرم میکنید، به کمک نکات و تمرینات این بخش میتوانید اهمیت افکار دیگران را در ذهن خود به حداقل برسانید.

۱. بدانید چقدر ارزشمندید!

ارزشهایی که داریم، دلایل قرصومحکم اعمال ما هستند. اگر به خاطر حفظ سلامتی خود غذاهای سالم و مقوی میخورید، به خاطر علاقهای که به دوستان خود دارید با آنها وقت میگذرانید یا به خاطر ارزشی که برای صداقت قائد حاضر به در وغگویی نمیشوید، نباید به نظرات و افکار دیگران در باره ارزشهای خود اهمیت بدهید. در واقع با تعهد به ارزشهای خود اعتمادبهنفس کسب میکنید تا ذرهای به افکار دیگران اهمیت ندهید.

۲. اهداف مهم خود را دنبال کنید

هدفمند که با شید، دیگر اصلا برای شما مهم نخواهد بود که دیگران در باره انتخابها، اولویتها و سبک زندگیتان چطور فکر میکنند. هدف هر باشد (تشکیل خانواده، کارکردن و پولدرآوردن یا موفقیت در حوزهای خاص) مادامی که با ارزشهایتان همسو با شد، نظرات دیگران را کمرنگ و بیاهمیت میکند.

۳. بین اطرافیانتان چند آدم مهم انتخاب کنید

در محیط کار، مدرسه، خانواده و شبکههای اجتماعی روزانه با صدها و هزاران نفر در ارتباطیم که نظرات همه آنها نباید به یک اندازه برای ما مهم باشد. برای حفظ تعادل دور خود را با افرادی احاطه کنید که پذیرای خود واقعیتان هستند و کوچکترین نشانهای از قضاوت در رفتار آنها نمیبینید. برای رشد فردی و اجتماعی میتوانید تا حد مشخصی به افکار و نظرات این افراد اهمیت دهید.

۴. از افراد قضاوتگر فاصله بگیرید

اگر از ارتباط با شخصی نهتنها انرژی در یافت نمیکنید، بلکه انگشت قضاوتش هم مدام به سمتتان دراز است، هیچ اشکالی ندارد که به این را بطه خاتمه دهید! مسئولیت تصمیماتی که میگیرید تماموکامل بر عهده شماست و جدا از چارچوب انتقاد سازنده، کسی اجازه قضاوتکردن ندارد. برای آنکه افراد سمی را از زندگی شخصی خود دور نگه دارید، حتما بین خود و این افراد یک مرز محکم بکشید!

۵. قضاوتگر نباشید

قضاوت نکنید تا قضاوت نشوید. دفعه بعدی که فکرتان به سمت قضاوت دیگران رسید، کمی مکث کنید و این انتقاد را با فکری خنثی یا مثبت جایگزین کنید. مثلا اگر میبینید همکارتان لباس نامناسبی پوشیده است که با سلیقه شما جور نیست، به جای آنکه به تناسب لباس با اندام او فکر کنید، به خود بگویید چقدر خوب که اعتمادبهنفس کافی برای پوشین مثل لباس را دارد.

۶. پذیرش انتقاد سازنده را بیاموزید

برخورد درست با انتقاد سازنده را بشناسید و از آن برای پیشرفت خود استفاده کنید. در درجه اول اشتباهات خود را بدون حالت تدافعی بپذیرید و از فرد منتقد بخواهید برای به بود وضعیت پیشنهادی بدهد یا را هنماییتان کند. اگر حرفهایش مبهم است، توضیح بخواهید و راحت در باره آن حرف بزنید.

۷. بدانید آدمها آنقدر که فکر میکنید در فکر شما نیستند!

ما نمیتوانیم جلو فکرکردن آدمها را بگیریم. هرطوری قدم برداریم، کسی هست که در با رهمان فکر کند و نظر بدهد، اما نه به آن شدتی که تصور میکنیم! آدمها به سردرد ساده خود بیشتر از دیگران اهمیت میدهند.

۸. چند روزی از شبکههای اجتماعی دور شوید

دوری از رسانه‌های اجتماعی

موقتا از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرید. هرچه بیشتر از احوال زندگی مردم با خبر با شید، بیشتر ذهنتان در گیر این است که آنها در باره زندگی شما چه فکری میکنند. نه عکس ببینید، نه عکس بگذارید، خبری بشنوید، خبری منتشر کنید. چند روز بیخبری مطلق به ترین راه برای شروع عادت دلچسب کممحلی به افکار دیگران است.

۹. هیچوقت فکر کسی را نخوانید

یادتان باشد که سختگیرترین ما احتمالا خودمان هستیم، اما قرار نیست هر تصوری که در باره خود داریم بپذیریم! بلکه باید این افکار منفی را تا حد امکان به چالش بکشیم. این در ستترین مسیر رسیدن به خودآگاهی است. اگر فکر میکنید اطرافیان از شما مطمئنتر و توانمندترند، به خود یادآوری کنید که نه دلیل محکمی مبنی بر در ستبودن این اندیشه دارید، نه قادرید درون سر آدمها را ببینید و واقعا بفهمید در موردتان چطور فکر میکنند! بنابراین به ترین کار ممکن اجتناب از این افکار مزاحم است.

۱۰. به خودتان یادآوری کنید که قرار نیست همه را خوشحال نگه دارید!

آدمها همیشه موضوعی برای غرزده و اعتراض پیدا میکنند! حتی اگر تمام تلاشتان را به کار ببندید، نمیتوانید در آن واحد همه را راضی نگه دارید. پس چرا اجازه دهید بر احساساتتان اثر بگذارند؟ چرا افکار و نظرات آنها خوب بودن یا نبودن شما را تعریف کنند؟ میدانیم که گفتن را حتتر از عملکردن است. با این حال باید با تمرین به خود بیاموزد که نمیتوانید همیشه برای خوشحال نگهداشتن آدمها انرژی صرف کنید.

۱۱. مقایسه و ناامیدی را کنار بگذارید

دوری از مقایسه و ناامیدی

مقایسه همیشگی خود با دیگران مسیر لغزندهای است که قدمگذاشتن در آن باعث میشود حتی از دستاوردهای خود احساس شرمندگی کنید. شاید تصور کنید از دیگران عقب ماندهاید یا دست کم آنها در باره شما اینطور فکر میکنند! این نکته را به خود یادآوری کنید که شما تنها کسی هستید که در مسیر زندگیتان حرکت کرده است و این مسیر با زندگی هیچکس قابلمقایسه نیست.

۱۲. پذیرش خود را تمرین کنید

فارغ از افکار و نظرات دیگران، از خود بپرسید میخواهم چهکسی با شم؟

از وضعیت فعلی تا نقطه ایدئال ذهنی خود یک چشمانداز در از مدت بسازید و به خاطر بسپارید که هر شخصیتی در هر برههای از زمان دارید، ارزشمند و ستودنی است. در نتیجه اگر کسی در تصورتان از آینده دخالت میکند، فقط و فقط باید با هدف حمایت از شما و رسیدن به آن نقطه ایدئال باشد و لاغیر!

۱۳. خود را بابت اشتباهات ببخشید

حتی اگر تصمیم بد و اشتباه بگیرید، ذرهای از ارزشتان کم نمیشود. همه اشتباه میکنند. به جای آنکه تمام فکری را معطوف اشتباهات خود و تصور دیگران در باره آن اشتباهات کنید، خود را ببخشید و از کنار آنها ساده عبور کنید. عبارات تأکیدی مثل من لایق و ارزشمند هستم برای از بینبردن نگرانیها و انجامدادن کارهای بزرگ بسیار مفیدند.

۱۴. از مشاور کمک بگیرید

آخرین را هکار صحبت با مشاور و در مانگر است. این افراد به شما کمک میکنند مهارتهای مواجهه با انتقاد و افزایش اعتمادبهنفس را یاد بگیرید و به کمک این مهارتها، کمتر به افکار دیگران اهمیت بدهید. رفتار در مانی شناختی (CBT) شیوه درست فکرکردن را به ما میآموزد و با تمرینات آن یاد میگیرید با با زخوردهای ناسالم و استرسهای غیرضروری چطور مواجه شوید تا کمترین آسیب را ببینید.

<span id="dr_akhr"در آخر

ما همه دوست داریم موردپسند و موردتأیید آدمهای اطرافمان با شیم. این پذیرش و تأیید گیرندههای اکسیتوسین را در مغز فعال و احساس امنیت را تقویت میکند. اما اگر از حد بگذرد، نه اثر مثبتی ندارد، بلکه ریشههای اضطراب و ضعفهای شخصیتی ریزودرشت را آبیاری میکند. بنابراین لازم است همه ما با روشهای اهمیتندادن به افکار دیگران آشنا با شیم و با مرزگذاری صحیح، سلامت روان خود را قربانی جلب رضایت غریبه و آشنا نکنیم.

شما چقدر به نظرات و افکار دیگران اهمیت میدهید؟ در بخش نظرات از تجربههای خود برای ما بگویید.

هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر
شوخی و خنده برای زندگی شادتر

فواید شوخی و خنده برای سلامت جسمی، روانی و اجتماعیحس شوخطبعی سالم باعث میشود با شرایط

[ad_1] فواید شوخی و خنده برای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی – چطور [[OAR_MEDIA_1]] چطورسلامتیفواید شوخی و خنده برای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی [ad_2] منبع

1 2 3 4