تیمی از محققان موفق شدند برای نخستین بار RNA یک گونه منقرض شده را پس از سالها مورد بازیابی قرار دهند.
به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، در مطالعه اخیر دانشمندان RNA یک گونه از گرگ تاسمانی که دهه ها پیش منقرض شده بود بازیابی شد. به گفته آنها در این پژوهش آر آن ای این حیوان مربوط به ۱۳۰ سال پیش که در موزه تاریخ طبیعی استکهلم قراردارد، مورد بررسی قرار گرفته و توالی یابی و تجزیه و تحلیل شد.
RNA همانند DNA ساختاری مولکولی متشکل از نوکلوئیدها است. این ساختار تک رشته در سنتز پروتئین ها مورد استفاده قرار میگیرد.شناسایی RNA این حیوان نیز از پوست خشک و بافت های عضلانی دریافت شد که می توانند. پروتئین ها را کدگذاری کنند.
لاو دالن، استاد ژنومیک از دانشگاه استکهلم در مورد این مطالعه می گوید: در آینده امکان بازیابی RNA حیوانات منقرض شده و همچنین ژنوم ها و ویروس ها وجود دارد. این امکان از طریق بازیابی ارگانیسم های میزبان موجود در موزه ها انجام میشود.
ببر تاسمانی یک موجود گوشتخوار کیسه دار بوده که به دلیل شکار بی رویه و بیماری در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ منقرض شد. در این پژوهش دانشمندان برای بازیابی گونه های منقرض شده روی این گونه متمرکز شده بودند.
محیط کاری جای رقابت است. البته بسیاری از افراد از این عبارت سوءاستفاده میکنند که خود را بالا بکشند. زیرآبزدن، گزارش دروغین و دزدیدن ایده همکاران از این دسته سوءاستفادهها به شمار میروند و محیط کاری را متشنج میکنند. مهم نحوه مواجهه با چنین مشکلاتی است. بدیهی است راحتترین راه مواجهه با همکاری که ایده شما را به نام خود زده، برخورد با عصبانیت و رسواکردنش در جمع است، اما چنین کاری قطعا اشتباه است. این کار نهتنها وجهه شما در محیط کارتان را خراب میکند، بلکه فرصتی برای توضیح به طرف مقابل نمیدهد. در ادامه، راهکارهای روبهروشدن با همکاری را بررسی میکنیم که ایدهتان را دزدیده است.
۱. عصبانیت خود را مهار کنید
بهاحتمال زیاد اولین واکنشتان در مواجهه با دزدیدهشدن ایدهتان عصبانیت است. باید بدانید که عصبانیشدن حق شماست، اما باید راه مهار آن را بیابید. پیش از اینکه دست به حرکتی بزنید، سعی کنید به احساساتی که در آن لحظه به شما دست داده است فکر کنید و آنها را بپذیرید. حداقل ۱ روز به خودتان فرصت بدهید تا عصبانیتتان بخوابد و بتوانید بهتر فکر کنید. هیچگاه هنگام عصبانیت دست به کاری نزنید.
۲. به دلیل کار او فکر کنید
شاید عجیب باشد، ولی در چنین موقعیتی بهتر است به دلسوزی روی بیاورید! سعی کنید فکر کنید چه دلیلی باعث شده است که همکارتان دست به چنین کاری بزند. شاید در شرف اخراجشدن بوده و به این ایده احتیاج داشته است و شاید هم والدینش از کودکی او را با دروغ همنشین کردهاند. با پرسیدن این سؤالات درنهایت به این نتیجه میرسید که مردم کارهایی انجام میدهند که ما دلیل آنها را نمیدانیم یا نمیفهمیم و در این حالت فقط باید به فکر کارهای خودمان باشیم.
۳. شرایط را بسنجید و بهترین راهحل را بیابید
درباره دلسوزی حرف زدیم، اما این دلیل نمیشود که بهراحتی از مشکل پیشآمده گذر کنید و هیچ کاری انجام ندهید. برعکس، باید مطابق شرایط خود در محیط کار سراغ بهترین راهحل بروید. پیش از انجام هر کاری، شرایط را بسنجید و از خود سؤالاتی بپرسید. آیا بهتر است مشکل را به رئیس خود اطلاع دهید؟ اگر مشکل را مستقیما با همکار خود در میان بگذارید چه واکنشی خواهید دید؟ برای پاسخ به این سؤالها شرایط کاری خود و جایگاه خود در محیط کار را فراموش نکنید. درنهایت میتوانید برای انتخاب بهترین راهحل با همکاری صمیمی مشورت کنید که کاملا به او اعتماد دارید. در ادامه، بعضی از راهحلهای رایج را بیان کردهایم.
۱. با همکارتان روبهرو شوید
هیچگاه در محیط عمومی چنین مسئلهای را مطرح نکنید، بلکه همکار خود را گوشهای بکشید و با او خصوصی صحبت کنید. درنهایت ممکن است متوجه شوید اشتباه میکردهاید و همکارتان قصد دزدیدن ایدهتان را نداشته یا ایدهای مشابه در سر میپرورانده است. سعی کنید بهجای تهمتزدن، از سؤالکردن استفاده کنید. مثلا بگویید «وقتی توی جلسه درباره پروژه حرف میزدی، متوجه شدم نگفتی ما و همهاش گفتی من. چرا اینطوری گفتی؟»
۲. دنبال انتقام نباشید
اگر کار اشتباه همکارتان را بهقصد تلافی تکرار کنید، مطمئن باشید نتیجه خوبی نمیگیرید. پس از رویارویی با همکارتان و گوشزدکردن کاری که با شما کرده است، کنار بکشید و سعی کنید فکر این ماجرا را از سرتان بیرون کنید. اگر همکار خاطی عذرخواهی کرد، معذرتخواهی او را بپذیرید و مسئله را تمامشده بپندارید، اما اگر اشتباهش را نپذیرفت، دوباره راهی پیدا کنید تا به او اخطار بدهید و به کار اشتباهش آگاهش کنید.
۳. به مسئول مربوطه گزارش بدهید
بهتر است این راهحل آخرین راه چاره شما باشد. اگر هیچ راهکاری فایده نداشت و همچنان همکارتان روی کار اشتباهش پافشاری میکرد، میتوانید ماجرا را به رئیس یا مسئول مربوطه گزارش دهید و بگویید که صاحب ایده شما بودهاید و مدارکی ارائه دهید.
۴. ببخشید و گذر کنید
درست است که شخصی ایده شما را دزدیده است، اما دنیا به آخر نرسیده و شما فرصت جبرانکردن و اثبات خود را خواهید داشت. این را در نظر داشته باشید که افرادی که ایده دیگران را میدزدند، از مهارتهای خود مطمئن نیستند و روزی دستشان رو میشود.
۴. بر آنچه از دستتان برمیآید تمرکز کنید
شما نمیتوانید کنترلی روی کارهای همکارانتان داشته باشید، پس بهتر است زمان و توان خود را صرف کارهایی کنید که از دست خودتان برمیآیند. مثلا اگر دوباره ایده جدیدی به ذهنتان خطور کرد، این بار چهکار میکنید؟ آیا از مشکل پیشین درس گرفتهاید؟ این چند راهکار را برای جلوگیری از دزدیدهشدن ایدههایتان در نظر بگیرید:
ایدههای خود را در جمع مطرح کنید. در این صورت کسی نمیتواند ایده شما را بدزدد، چون دیگران شاهد خواهند بود.
پیش از عملیکردن ایدهتان، درباره آن با رئیس خود صحبت کنید.
از ایدههایتان گزارشی تهیه کنید و آن را به مستندات کاری خود اضافه کنید. مثلا بنویسید «این ایده ساعت ۱۳:۳۴ در تاریخ ۱۶ مرداد به ذهنم رسید و آن را در جلسه ۱۷ مرداد مطرح کردم.» در این صورت اگر مشکلی برایتان پیش آمد، میتوانید با مدرک حرف خود را اثبات کنید.
اگر ایدهتان را با کسی به اشتراک گذاشتید، در اسرع وقت آن را با رئیس یا مسئول مربوطه مطرح کنید یا حتی با ایمیل آنها را از ایده خود مطلع کنید.
از مطرحکردن کارهای خود نهراسید. بسیاری از افراد به دلایل مختلف و کمبود اعتمادبهنفس، زحماتشان را پنهان میکنند، اما چنین کاری اشتباه است. ارزش کار خود را بالا ببرید و آن را پیش همه مطرح کنید.
گاهی اوقات بد نیست ایدههای خود را داوطلبانه با دیگران شریک شوید. مثلا اگر تیمی تشکیل دادهاید، میتوانید در جلسه کاری هنگام مطرحکردن ایده، آن را بهنام اعضای تیمتان هم بزنید.
۵. وقار خود را حفظ کنید
آدم هیچگاه از آینده خود خبر ندارد. ممکن است سالها مجبور به کارکردن در یک شرکت باشید و هر روز با اشخاصی یکسان سروکله بزنید. بدیهی است بیاحترامی به همکارتان به کار شما و وجههتان آسیب میزند. اعتمادکردن و ایجاد ارتباط نقش مهمی در رشد شغلی دارند. ممکن است پس از دزدیدهشدن ایدهتان، اعتماد خود را به همه از دست بدهید. بدانید چنین مسئلهای طبیعی است، ولی تلاش کنید به این فکر کنید که انسانهای مورداعتماد زیادی وجود دارند که قرار نیست به شما خیانت کنند.
اگر بتوانید از موقعیت سختی همچون دزدیدهشدن ایدهتان بهخوبی گذر کنید، به نمونهای برای دیگران تبدیل میشوید و جایگاه ویژهای در محل کار خود پیدا میکنید. بنابراین تلاش کنید تصویر خوبی از خود در ذهن دیگران باقی بگذارید.
شما بگویید
ناخوشایند است که همکار یا دوست ما ایدهمان را بدزدد. این اتفاق سبب بروز احساسات منفی مختلفی میشود. روشن است رویارویی منطقی با چنین مسئلهای کار راحتی نیست، اما ممکن است منجر به فرصتی بهتر و رشد فردی شما شود.
آیا تجربه دزدیدهشدن ایدههایتان در محیط کار را داشتهاید؟ شما از کدامیک از راهکارهای بیانشده برای رویارویی با این مشکل استفاده میکنید؟
چگونه با مدیر و همکاران خود تعامل موثری داشته باشیم.
چگونه در سازمان خود پلههای ترقی را بهسرعت طی کنیم.
گوگل نسخه به روز چت بات هوش مصنوعی بارد را منتشر کرد. در این نسخه جدید اکنون میتوان با کمک افزونهها اطلاعات سرویسهای جیمیل، داکس و درایو را نیز اسکن کرد. بدین ترتیب کاربران با استفاده از این ویژگی میتوانند از این چت بات پاسخهای شخصیتری دریافت کنند.
به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، گوگل در وبلاگ خود اعلام کرد افزونههای بارد اکنون این قابلیت را دارند تا به ابزارهای مختلف این شرکت از جمله جیمیل، درایو، یوتیوب، داکس، مپس و غیره دسترسی پیدا کنند.
با توجه به ویژگیهای جدید گوگل بارد امکان جستجو در بین اسناد و ایمیلهای شخصی وجود داشته و میتوان دریافت اطلاعات مورد نظر را آسانتر کرد. به گفته گوگل محتوای دادههای شخصی توسط افراد دیگر قابل مشاهده نبوده و همچنین توسط چت بات برای نمایش تبلیغات استفاده نخواهد شد. استفاده از این ویژگی نیز بدین صورت است که به طور مستقیم میتوان از این چت بات خواست تا محتوای مورد نظر را در اپهای گفته شده پیدا کند. پیش از این صحت اطلاعات دریافتی از بارد از طریق دکمه Google IT در موتور جستجوی گوگل امکان پذیر بود. اما اکنون این چت بات خود به طور مستقیم تطابق اطلاعات و پاسخهای به دست آمده را به کاربر نشان میدهد.
اکثر سازمانهای امروزی بر مبنای کار تیمی فعالیت میکنند و کمتر پیش میآید که کسی بهتنهایی کاری را پیش ببرد. ارتباط سالم، صداقت و اعتماد بین اعضای تیم از مهمترین بخشهای کار تیمی هستند که روی سلامت روان در محیط کار و بازدهی تیم اثر میگذارند. اگر در سازمان یک یا چند همکار سمی وجود داشته باشد، رابطه بین اعضا به هم میریزد و عملکرد تیمها مختل میشود. چالشهایی که افراد سمی در محیط کار ایجاد میکنند، ذهن دیگران را هم بیهوده مشغول میکند و تمرکز آنها را از بین میبرد. به همین دلیل کارکنان و مدیران سازمان باید روش برخورد با این افراد را بلد باشند در این مقاله توضیح میدهیم که چطور باید همکاران سمی را بشناسید و با آنها برخورد کنید.
همکار سمی کیست؟
همکار سمی کسی است که با رفتارهای ناشایست و غیرحرفهای خود نظم و ثبات محیط کار را به هم میریزد، با همکاران مختلف درگیر میشود و حتی بین دیگران هم درگیری ایجاد میکند. این افراد معمولا بازدهی زیادی ندارند، ارتباطشان با دیگر همکاران سالم و مؤثر نیست و بیشتر از اینکه کار کنند، به دنبال حاشیهاند. آنها همکاران دیگر را نیز سرخورده میکنند و مانع از تمرکز روی کارشان میشوند، درنتیجه از بازدهی کل تیم میکاهند. کاهش بازدهی تیم نتایج را تحتتأثیر قرار میدهد و در گامهای بعدی، حتی روی رضایت مشتری هم اثر میگذارد! افراد سمی در محیط کار مثل ترمزی بیموقع هنگام سرعتگرفتن خودرو هستند و سازمان را از رسیدن به اهداف بازمیدارند.
۱۲ نشانه همکار سمی
افراد سمی در محیط کار نشانهها و رفتارهای مختلفی بروز میدهند. مهمترین نشانه حضور همکاران سمی در سازمان، ناسالمبودن محیط کار و کمبود آرامش در محیط کار است. آنها با رفتارهایی که در ادامه نام میبریم، فضای سازمان را برای خود و سایر همکاران غیرقابلتحمل میکنند.
انتقادپذیر نیستند. آنها از پذیرفتن بازخوردها و پیشنهادهای سایر همکاران سر باز میزنند و کار را به همان شیوهای که خودشان میخواهند، انجام میدهند حتی اگر روش خودشان کیفیت لازم را نداشته باشد.
کارهای همکاران دیگر را به نام خودشان ثبت میکنند و قدرشناس نیستند.
اصول کار تیمی را نمیدانند، با دیگران همکاری نمیکنند و تکرو هستند.
اهل حاشیهاند، پشتسر همکاران دیگر غیبت میکنند و مدام مشغول شایعهپراکنی در محیط کارند.
حتی اگر به آنها مربوط نباشد هم در کار دیگران دخالت میکنند و نظرات بیجا میدهند و درگیر مدیریت ذره بینی میشوند.
در برقراری ارتباط با سایر همکاران مشکل دارند، مدام با دیگران درگیر میشوند و همیشه حقبهجانب هستند.
در کار بیانگیزهاند و بهترین نسخه خود را ارائه نمیدهند. حتی ممکن است همکارانی را که خوب کار میکنند مسخره کنند و انگیزهشان را بگیرند.
مدام کارهای خود را گردن سایر اعضای تیم میاندازند و از زیر کار درمیروند.
با حرفها و رفتارهایشان دیگران را ناراحت و معذب میکنند.
بهجای بازخورد مؤثر و سازنده، تند و تحقیرآمیز انتقاد میکنند و حتی به شخصیت دیگران حمله میکنند.
همیشه در حال غر زدن هستند.
این افراد گاهی اوقات مثبتگرایی سمی دارند. مثلا وقتی همکاری روز خوبی ندارد، با بحث و مشاجره از او میخواهند انرژی محیط را منفی نکند!
تأثیر افراد سمی بر محیط کار
همکار سمی در سازمان مثل میوه فاسدی است که در سبد میوه قرار میگیرد و اگر جدا نشود، تمام میوههای داخل سبد را از بین میبرد. کارمندان هر سازمانی برای بهینه کارکردن به آرامش روانی نیاز دارند تا بتوانند روی کارشان تمرکز کنند، اما افراد سمی در محیط کار این آرامش را از بین میبرند و آن را با تنش و درگیری جایگزین میکنند.
اگر افراد سمی از محیط کار شما جدا نشوند یا تغییری در رفتارشان ایجاد نکنند، سازمان شما با مجموعهای از مشکلات مواجه میشود که تعدادی از آنها عبارتاند از:
محیط کار پر از قضاوتهای نابجا میشود و افراد از ترس قضاوت دیگران ایدههایشان را بیان نمیکنند و انگیزه همکاری با دیگران برای دستیابی به اهداف سازمان را از دست میدهند.
در سازمانهای سمی، ماجراهای درام و درگیریهای حاشیهای بر درگیریهای ذهنی مربوط به کار غالباند.
اعتماد و صداقت بین اعضای تیم از بین میرود و کار تیمی سخت میشود.
ارزشهای سازمانی چون صداقت و مسئولیتپذیری بیاهمیت میشوند.
فرهنگ سازمانی از بین میرود، اعضای سازمان مدام با هم درگیر میشوند و احترام متقابل را فراموش میکنند.
استرس کارکنان سازمان تا حد زیادی افزایش مییابد.
کارمندان سالم سازمان بعد از مدتی خسته میشوند، نمیتوانند محیط سمی را تحمل کنند و استعفا میدهند.
رضایت شغلی در سازمان به حداقل میرسد.
نحوه برخورد با همکار سمی
برای حفظ سلامت محیط کار باید تشخیص دهید که کدامیک از کارمندان یا همکارانتان رفتارهای سمی از خود نشان میدهند. سپس با واکنشهای درست رفتارهای مسموم آنها را خنثی کنید و آرامش و سلامت را به محیط کار برگردانید. در ادامه نحوه برخورد با همکار سمی و مدیریت رفتار ناشایست آنها را توضیح میدهیم.
۱. بین اعضای تیم و همکار سمی مرز ایجاد کنید
وقتی همکاری رفتارهای سمی بروز داد، از او فاصله بگیرید و اجازه ندهید حرفها و رفتارهایش روی عملکرد شما یا سایر اعضای تیم اثر بگذارد. اگر امکان فاصلهگرفتن وجود ندارد، مستقیم به او بگویید که صحبتها یا رفتارهایش ناراحتتان میکند و باید دست بردارد. بهمرور زمان این فرد متوجه مرز بین شما و خودش میشود و تنها برای کار با شما ارتباط برقرار میکند نه برای حاشیهسازی.
۲. رفتارها و صحبتهای سمی را نادیده بگیرید
همکاران سمی از دو گروه از افراد تغذیه میکنند. گروه اول افرادی هستند که به حرفهایشان گوش میدهند و با آنها همراه میشوند. گروه دوم هم افرادی هستند که تلاش میکنند متقاعدشان کنند کارشان اشتباه است. آنها با گروه دوم درگیر میشوند و مشاجره میکنند. برای حل مشکل حضور این افراد در سازمان، فقط باید منبع تغذیهشان را از بین ببرید!
برای این کار لازم نیست هرجا همکارتان را دیدید، روی برگردانید. میتوانید عذرخواهی کنید و به بهانه تماس تلفنی، آمادهشدن برای جلسه بعدازظهر یا تحویل کار از آنها دور شوید. همیشه چند عبارت فرار آماده داشته باشید تا بهمحض مواجهشدن با رفتارها و صحبتهای سمی از آنها استفاده کنید و خودتان را از مخمصه نجات دهید!
وقتی در سازمان کسی به همکار سمی اهمیتی ندهد، با شایعاتش درگیر نشود و به رفتارهایش واکنش نشان ندهد، توجهی را که لازم دارد دریافت نمیکند و کمکم رفتارهایش را کنار میگذارد.
۳. موضوع صحبت را عوض کنید
گاهی اوقات همکاران سمی با نادیدهگرفتن متوجه نمیشوند باید رفتار یا صحبتشان را تمام کنند. در این صورت میتوانید توجه آنها را به چیز دیگری معطوف کنید. مثلا وقتی در حال غرزدن هستند و از ویژگیهای منفی محیط کار میگویند، شما به یک ویژگی مثبت اشاره کنید یا حتی چیزی درباره کار بگویید و بحث را به سمت دیگری ببرید.
۴. با مدیران سازمان درباره همکار سمی صحبت کنید
اگر افراد سمی در محیط کار همرده شما باشند، احتمالا به انتقادهای شما گوش نمیدهند و فقط با شما لجبازی خواهند کرد. در این صورت، بهتر است درباره رفتارهای سمی همکارتان با سرپرستان و مدیران سازمان صحبت کنید و مدیریت این مسئله را به آنها بسپارید. از همکارتان پیش مدیر بدگویی نکنید و مراقبت باشید به شخصیت او کاری نداشته باشید. فقط رفتار یا صحبتی را مطرح کنید که شما را آزرده. توضیح دهید که رفتار و صحبتهای همکار سمی روی عملکردتان اثر منفی گذاشته و بهخاطر برهمخوردن تمرکز، بازدهی شما کاهش یافته است.
۴. مراقب باشید ایدههایتان را در مقابل چه کسانی مطرح میکنید
همان طور که گفتیم، دزدیدن ایدهها یکی از رفتارهای همکار سمی است. سعی کنید در جمعی که این افراد حضور دارند، راجع به ایدهها و پیشنهادها صحبت نکنید. اگر اتفاقی همکارتان اعتبار ایده یا کاری را به نام خودش ثبت کرد، با برخوردی نرم به او نشان دهید که نمیگذارید همهچیز را به نام خودش تمام کند. مثلا به او بگویید: «خوشحالم که از ایده من خوشت آمده، اما باید به مدیر بگویم و نظر او را بپرسم. بعد از آن میتوانیم برای اجرایش با هم همکاری کنیم.»
مقاله «وقتی همکاری ایدههایمان را میدزدد، چطور رفتار کنیم؟» راهکارهایی برای حل این مشکل به شما ارائه میدهد.
۵. خودتان را در اولویت قرار بدهید
بسیاری از افراد به دلایلی چون ترس از ناراحتشدن همکار سمی با او همراه میشوند و به حرفهایش گوش میدهند. اما واقعیت این است که شما آخر ماه بابت گوشدادن به حرفهای افراد سمی در محیط کار یا همراهشدن با آنها هیچ حقوقی دریافت نمیکنید و کسی از شما قدردانی هم نمیکند. همیشه خودتان و وظایف روزمرهتان را در اولویت قرار دهید و بهجای توجه به آدمهای سمی، روی موارد درست تمرکز کنید. در صورت نیاز با همکاران سمی شفاف باشید و به آنها بگویید اولویتهای دیگری دارید و نمیتوانید برای شایعات یا رفتارهای مسمومشان زمان بگذارید.
آیا همکاران سمی باید از سازمان اخراج شوند؟
هیچ قانونی مبتنی بر حفظ یا اخراج کارمندان سمی در سازمان وجود ندارد و مدیران باید با توجه به موقعیت در این باره تصمیم بگیرند. گاهی اوقات با تذکر و واکنشهای درست، میتوان رفتارهای سمی این افراد را مدیریت کرد و به آنها یاد داد که مطابق با فرهنگ و ارزشهای سازمانی کار کنند و جو سالم محیط کار را بهخاطر حواشی بیفایده از بین نبرند. اما وقتی هیچکدام از روشهای مقابله با آدمهای سمی جواب ندهد، احتمالا بهترین روش برای مقابله با او اخراج است.
کلام آخر؛ مراقب باشید شما همکار سمی نشوید!
همه ما گاهی اوقات رفتارهای نادرستی نشان میدهیم و به همکاری سمی برای دیگران تبدیل میشویم. این مهم است که به این مسئله آگاه باشیم و بهمحض بروز چنین رفتارهایی، خودمان را مهار کنیم. گاهی اوقات ممکن است بابت اتفاقات خارج از محیط کار روز خوبی را سپری نکرده باشید و رفتارهای مسموم نشان دهید. در چنین روزهایی، همدلی همکاران حال شما را بهتر میکند، اما باید مراقب باشید که به احساس بد و رفتارهای سمی در محیط کار ادامه ندهید. اگر نشانههای همکار سمی را در خود میبینید، با دریافت بازخورد از همکاران و بهکمک روانشناس متخصص، برای حل مشکلات اقدام کنید تا به عضوی مؤثر در تیم تبدیل شوید.
نکاتی که کارمندان معمولی از آن بیخبرند.
آداب معاشرت صحیح در محیط کار چگونه است؟
چطور از آسیبهای پشتمیزنشینی نجات پیدا کنیم؟
از مدت ها پیش تاکنون خبر ساخت تراشه اختصاصی گوگل منتشر شده است. طبق اخبار منتشر شده این تراشه در سال ۲۰۲۵ برای عرضه آماده خواهد شد. اما اکنون گزارش های جدیدی منتشر شده که نشان می دهد گوگل در گوشی های سری یپسکل ۹ از تراشه های G4 استفاده خواهد کرد.
به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، گوگل در سری گوشی های پیکسل ۸ از نسل سوم تراشه های تنسور استفاده کرده و به زودی معرفی خواهند شد. علاوه بر آن تراشه تنسور G3 دارای ویژگی های جدیدی است که آن را نسبت به نسل قبلی خود متمایز می کند. طبق اطلاعاتی که در اختیار داریم این تراشه احتمالا با لیتوگرافی ۴ نانومتری سامسونگ ساخته شده و سخت افزار قدرتمندتری نیز خواهد داشت. همچنین بهبودهایی در زمینه دفع گرما در آن ایجاد شده است. بنابراین می توان انتظار داشت یک چیپ کاملا به روز رسانی شده توسط گوگل معرفی شود.
اما به نظر می رسد نسل بعدی چندان تفاوتی با تنسور G3 نخواهد داشت. طبق گزارش های منتشر شده تنسور G4 بکار رفته در پیکسل ۹ همانند نسل قبلی خود بوده و تغییرات زیادی به خود نخواهد دید. در واقع تنسور G4 نسخه بهبود یافته ای از G3 محسوب خواهد شد.
احتمالا گوگل با عدم تغییرات بسیار در تنسور G4 قصد دارد کاربران را برای نسل بعدی این تراشه تشنه تر کند. امکان دارد تنسور G5 با طراحی کاملا اختصاصی رونمایی شود. همچنین ممکن است سری پیکسل ۱۰ از تراشه های تنسور اختصاصی بهره برده باشد.
آیا در روزهای تابستان همیشه خسته و کلافهاید؟ خب شما تنها نیستید. وقتی خورشید سوزان بر فراز سرتان شعله میکشد، ممکن است حس کنید هر لحظه تمرکزتان هم ذوب میشود. هیچکدام ما نمیتوانیم دمای هوا را کنترل کنیم، اما برای تمرکز و شکوفایی ذهن در تابستان هم راههایی وجود دارد. در این مقاله، نکاتی را میگوییم که بهکمک آنها میتوانید تابستان را به پربارترین دوران زندگی خود تبدیل کنید. با ما همراه باشید.
تابستان فصل استراحت است یا کار؟
وقتی بچه بودیم تمام سال تحصیلی را منتظر میماندیم تا به تابستان برسیم. در این فصل به دور از هیاهوی مدرسه، با دوستان خود بازی میکردیم و با خانواده برای بستنیخوردن بیرون میرفتیم. سفرهای تابستانی و شنا در استخر و دریا بخش مهمی از خاطرات ما از این فصل گرم سال است. بااینحال وقتی بزرگ میشویم، دیگر چیزی بهنام تعطیلات تابستانی وجود ندارد. ما تمام سال را باید کار کنیم، اما کارکردن به این معنا نیست که نمیتوانیم از تابستان لذت ببریم. مهم این است که بفهمیم چطور بین کار و استراحت تعادل ایجاد کنیم.
وقتی هوا گرم است، کارکردن سخت میشود. وقتی در اتوبوس یا ترافیک گیر کردهاید و آفتاب روی سرتان میتابد یا وقتی مجبورید از ایستگاه تا دفترتان پیادهروی کنید و عرق میریزید، عصبی و خسته میشوید. با چنین حالی به محل کار میرسید و تازه باید کارهای روزانه خود را شروع کنید. اگر در شرکتی بزرگ با چند تیم کار میکنید، کارتان سختتر هم میشود. همیشه بعضی از همکارانتان در تعطیلاتاند. یک نفر از سفر برمیگردد و ۲ نفر دیگر مرخصی میگیرند. هماهنگی بین اعضای مختلف گروه دشوار میشود و ممکن است شما را کلافه و خسته کند، بنابراین باید بدانید چطور در فصل تابستان بهرهوری خود را حفظ کنید.
تأثیر گرما بر بهرهوری و تمرکز
گرما یکی از عوامل مهمی است که بر بهرهوری اثر منفی میگذارد. هوای گرم استرس را بیشتر میکند و انرژی زیادی از بدن میگیرد؛ به همین دلیل تمرکز افراد کم میشود. وقتی دمای بدن زیاد میشود، اندامهای مختلف کمآب (دهیدراته) میشوند. کمآبی باعث میشود حتی در ابتدای روز احساس خستگی کنید و روحیه مناسبی برای کار نداشته باشید.
خستگی و استرس عملکرد ذهن را کاهش میدهند و ممکن است مجبور شوید برای کار کوچکی چندین ساعت زمان صرف کنید. علاوهبر این، استرس و گرمای هوا افراد گروه را عصبی و کلافه میکنند درنتیجه کوچکترین چالشی همه را عصبانی و در شرکت تنش ایجاد میکند.
نکاتی برای تمرکز بر کار در روزهای گرم
برای افزایش تمرکز در روزهای گرم روشهای مختلفی وجود دارد. شما باید به نیازهای بدن و ذهن خود آگاه باشید تا بتوانید بهرهوری خود را ثابت نگه دارید. در ادامه، مؤثرترین روشهای متمرکزماندن در تابستان را توضیح میدهیم.
۱. بیشازحد کار نکنید
تلاش نکنید تمام کارهای خود را در یک روز انجام دهید. گرما خلقوخویتان را تغییر میدهد و شما را خسته میکند. فهرست طولانی کارها استرس را افزایش میدهد و روی نتایج کارتان اثر میگذارد. بنابراین کارهای خود را اولویتبندی کنید و فقط کارهای خیلی مهم را در یک روز انجام دهید. کارهایی را که فوری نیستند به روز بعد یا آخر هفته موکول کنید که وقتتان آزادتر است و زمان بیشتری دارید. اینطوری استرس کمتری خواهید داشت و عملکردتان بهبود خواهد یافت.
۲. مقدار کافی آب بنوشید
گرما بدن را کمآبمیکند و کمآبی اثر منفی روی بهرهوری دارد. وقتی بدنتان کمآب میشود، احساس خستگی میکنید و تمرکزتان کم میشود. سعی کنید همیشه یک بطری آب خنک همراه خود داشته باشید و هر نیم ساعت کمی آب بنوشید. مصرف میوه و سبزیجات نیز انرژی و قدرت تمرکزتان را افزایش میدهد.
۳. بین کارها استراحت کنید
تمام روز را صرف کار نکنید. حتی وقتی فعالیت بدنی زیادی ندارید، گرمای هوا شما را خسته میکند. هر یکیدو ساعت به خود استراحت دهید. کمی در فضای باز قدم بزنید و هوای تازه تنفس کنید. این کار به ذهن شما استراحت میدهد، درنتیجه انرژی و تمرکز بیشتری خواهید داشت. علاوهبر این، خوب است چند بار در روز صورت خود را با آب خنک بشویید تا دمای بدنتان کاهش یابد و احساس شادابی کنید.
۴. دورکاری کنید
اگر در شرکتی کار میکنید که امکان دورکاری دارید، از این فرصت استفاده کنید. روزهای خیلی گرم در خانه بمانید و کارهای خود را از راه دور انجام دهید. با دورکاری دیگر انرژیتان در مسیر و ترافیک تلف نمیشود و در روزهای طولانی و گرم کمتر دچار استرس میشوید. درنتیجه بهرهوری شما بیشتر میشود.
۵. تهویه محیط را بررسی کنید
اکثر شرکتها کولر دارند، اما مطمئن شوید که کولر بهخوبی کار میکند. تهویه مطبوع تأثیر زیادی بر عملکرد کارمندان دارد. گرمای طولانیمدت شما را کلافه و زمان انجام کارها را طولانی میکند. اگر محیط اتاق کارتان گرم است، حتما آن را به مدیران خود گزارش دهید. از آنها بخواهید کولر را تعمیر کنند تا هوای تازه و خنک در اتاق جریان داشته باشد.
۶. پردههای اتاق کارتان را ببندید
نور خورشید اتاق شما را روشن و روحیهبخش میکند، اما باعث گرمای هوا هم میشود. بر اساس تحقیقات، بهتر است در فصل تابستان پردههای اتاق را ببندید تا فضای داخلی خنک بماند. البته پردههای تیره و ضخیم اتاق را گرمتر میکنند، بنابراین بهتر است از پردههایی استفاده کنید که بازتاب نور بیشتری دارند و جلوی گرما را میگیرند.
۷. از نوشیدنیهای شیرین پرهیز کنید
همه ما وقتی هوا گرم است وسوسه میشویم شربتهای خنک یا قهوه سرد بنوشیم، اما این نوشیدنیها بهرهوری را کاهش میدهند. وقتی در هوای گرم گلوکز زیادی مصرف میکنید، انرژیتان کم میشود و در طولانیمدت احساس خستگی بیشتری میکنید. بهجای این نوشیدنیها، آب بنوشید. وعدههای غذایی خود را سبکتر کنید و بین وعدهها آب بنوشید تا عملکرد مغزتان در هوای گرم کم نشود.
۸. دوش آب سرد بگیرید
بسیاری از پزشکان معتقدند دوش آب سرد برای سلامتی مضر است. آنها میگویند آب سرد متابولیسم بدن را کاهش میدهد و کالری زیادی میسوزاند. علاوهبر این، احتمال ابتلا به اگزما را افزایش میدهد. اما دوش آب سرد خستگی را از تن دور میکند و به شما انرژی میدهد. اگر نمیتوانید دوش آب سرد بگیرید، یک حوله را آب سرد خیس کنید و هر چند ساعت صورت و گردن خود را با آن پاک کنید.
۹. لباس راحت بپوشید
لباسهای گشاد و رنگ روشن بهترین انتخاب برای تابستاناند. پارچههای نخی الیاف طبیعی دارند و خنکتر از لباسهاییاند که با الیاف مصنوعی تولید شدهاند. سعی کنید روزهای گرم، لباس راحت و سبک بپوشید. همچنین میتوانید لوسیونها و تونرهای آرایشی خود را در یخچال نگهداری کنید. وقتی دمای بدنتان بالاست، لوسیون یا تونر خنک را روی پوست خود استفاده کنید تا دمای بدن تنظیم شود و خستگیتان از بین برود.
۱۰. پاشویه کنید
پاها نقش مهمی در تنظیم دمای بدن دارند. همان طور که در فصل زمستان با پوشیدن جوراب گرم تمام بدنتان گرم میشود، در تابستان هم میتوانید با خنککردن پاها تمام بدن خود را خنک کنید. مقداری آب و یخ آماده کنید و پاهای خود را چند دقیقه در آن قرار دهید. خنکی آب خستگی و کسالت بدن را از بین میبرد. توجه داشته باشید که نباید با آب خیلی سرد پاشویه کنید. آب خیلی سرد ممکن است درد و خستگی پاهایتان را بیشتر کند.
۱۱. کارهایتان را برنامهریزی کنید
اخبار هواشناسی را دنبال کنید و برنامه هفتگی خود را بر اساس آن تنظیم کنید. گرمای هوا بهقدر کافی باعث استرس میشود، بنابراین بهتر است در این روزها کارهای پراسترس انجام ندهید. اگر میتوانید بخشی از کارهایتان را به غروب یا اول صبح که هوا خنکتر است موکول کنید. اگر کاری دارید که به تمرکز زیاد نیاز دارد، روزی را برای آن کار انتخاب کنید که خیلی گرم نباشد.
۱۲. مدیتیشن کنید
امروزه برنامههای مختلفی وجود دارند که بهکمک آنها میتوانید متمرکز بمایند و بهرهوری خود را افزایش دهید. مدیتیشن و تمرینات ذهنآگاهی استرس را کم و مغز شما را برای انجام کارهای روزانه آماده میکنند. چند دقیقه از روز خود را به این کار اختصاص دهید. موسیقی آرامی گوش دهید. تنفس عمیق و منظم را تمرین کنید و به ذهن و بدن خود آگاه شوید. این کار به شما انگیزه میدهد کارهایتان را ادامه دهید. پس از تمامکردن هر پروژه مهم هم به خود پاداشی بدهید که خوشحالتان میکند و بهتان روحیه میدهد.
سخن آخر
در روزهای طولانی تابستان، طبیعی است که در برابر گرما تسلیم شویم و تمرکزمان کم شود اما باید بدانید راههایی برای مقابله با این مسئله وجود دارد. اگر میخواهید حتی در گرمترین روزهای بهرهوری خوبی داشته باشید، باید استراتژی مناسبی در ذهنتان بچینید؛ به نیازهای بدنتان آگاه باشید و به مغزتان کمک کنید تمرکز و توانایی خود را حفظ کند.
بهجز نکاتی که ذکر شد، از چه راهکارهای برای افزایش تمرکز در روزهای گرم تابستان بهره میبرید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذراید.
چگونه با مدیر و همکاران خود تعامل موثری داشته باشیم.
چگونه در سازمان خود پلههای ترقی را بهسرعت طی کنیم.
خاویار شرکت سازنده گوشی های گرانقیمت از نسخه جدید آیفون ۱۵ پرومکس رونمایی کرد که از طلای ۱۸ عیار ساخته شده و قیمت پایه آن از ۸ هزار دلار آغاز خواهد شد.
به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، نسخه جدید آیفون های اپل در چهار مدل در هفته گذشته معرفی شدند. اکنون خاویار به عنوان تولید کننده گوشی های گرانقیمت و لوکس مدل آیفون پرومکس از جنس طلا را معرفی کرده و نام اولترا گلد را روی آنها گذاشته است.
قیمت این گوشی ها از ۸۸۹۰ دلار آغاز شده و تا ۱۰.۰۰۰ دلار نیز می رسد. مدل پرو این گوشی نیز با قیمت ۹.۶۷۰ دلار آغاز شده و به قیمت ۱۰.۳۹۰ دلار خواهد رسید. در این گوشی ها از شاسی های ساخته شده با طلای ۱۸ عیار استفاده شده است. خاویار اعلام کرد گوشی های مور نظر به طور محدود و تنها برای افراد خاص مانند بازیگران و ورزشکاران و یا افراد سیاسی طراحی و ساخته شده است. همچنین این شرکت نسخه های اولترا بلک از گوشی های آیفون ۱۵ و ۱۵ پرومکس را نیز تولید کرده و با قیمت پایه ۸.۰۶۰ تا ۹.۰۶۰ دلار به فروش می رساند. در مدل های اولترا بلک لوگوی ساخته شده با طلای ۲۴ عیار وجود دارد و شاسی آن نیز با نوعی تیتانیوم مورد استفاده در صنایع هوانوردی ساخته شده است.
یکی از اصطلاحات سیاسی که ممکن است آن را زیاد شنیده باشید، توتالیتاریسم است. تابهحال به این فکر کردهاید که معنای توتالیتاریسم چیست یا به چه حکومتهایی توتالیتر میگویند؟ آیا تابهحال جامعه ایرانی حکومتهایی تمامیتخواه داشته است؟ برای رسیدن به پاسخ چنین سؤالاتی و بررسی موضوع توتالیتاریسم ایران باید با مفهوم این اصطلاح سیاسی بیشتر آشنا شوید. در ادامه، هرآنچه را باید درباره توتالیتاریسم بدانید توضیح میدهیم.
معنای توتالیتاریسم چیست؟
توتالیتاریسم (Totalitarianism) یا تمامیت خواهی که اغلب افراطیترین شکل اقتدارگرایی در نظر گرفته میشود، به شکلی از حکومت میگویند که آزادی فردی را مجاز نمیداند. حکومت تمامیتخواه همواره تلاش میکند از طریق اجبار، ارعاب و سرکوب تمام جنبههای عمومی و خصوصی زندگی افراد را به نفع خود کنترل کند. رهبران حکومتهای تمامیتخواه معمولا افراد مستبد و دیکتاتوری هستند که وفاداری بیچونوچرا میخواهند و افکار عمومی را از طریق پروپاگاندا در رسانههای خود کنترل میکنند.
جورج اورول در کتاب «۱۹۸۴»، زندگی زیر چتر توتالیتاریسم را بهخوبی توصیف میکند. در این کتاب، اوبراین (بازجوی پلیس اندیشه) به شخصیت اصلی یعنی وینستون اسمیت میگوید:
اگر تصویری از آینده میخواهی، چکمهای را تصور کن که برای همیشه به صورت انسانی لگد میزند.
ویژگیهای حکومت توتالیتر چیست؟
نظارت حداکثری از ویژگیهای توتالیتاریسم است
۱. تغییراتی بهنفع حکومت
توتالیتاریسم اغلب با استفاده از دیکتاتوری، استبداد و خودکامگی نهادهای جدیدی را جایگزین نهادهای سیاسی میکند و تمام سنتهای قانونی، اجتماعی و سیاسی را از بین میبرد. حکومت تمامیتخواه هدف خاصی مانند صنعتیشدن یا تسخیر یک سرزمین را دنبال میکند و در این راه تمام منابع موجود را به کار میگیرد.
۲. برخورد سختگیرانه با مخالفان
این حکومت از هر چیزی که ممکن است او را به هدفش نزدیکتر کند، حمایت میکند و هرچه را ممکن است جلوی راه او را بگیرد مردود میداند. همین حساسیت بیش از اندازه نیز باعث میشود که در ایدئولوژی توتالیتاریسم همهچیز را بر اساس هدف نهایی تفسیر کنند و برای ازبینبردن موانع و کسانی که با دولت درگیر میشوند، دلیلتراشی شود.
حکومت تمامیتخواه با استفاده از حمایت مردمی اختیارات خود را به وسیعترین شکل ممکن گسترش میدهد. به هرگونه مخالفتی نیز القاب شیطانی میدهد و اختلافات سیاسی داخلی را جایز نمیداند. از آنجایی که رسیدن به هدف نهایی تنها اساس ایدئولوژیک تمامیت خواهی است، هرگز نمیتوان به تلاش حکومت برای رسیدن به آن هدف واکنش نشان داد.
۳. تخریب ساختار اجتماعی
حکومت تمامیتخواه نهادها و سازمانهای اجتماعی سنتی را دلسرد و سرکوب میکند. درنتیجه بافت اجتماعی تضعیف میشود و مردم به پیوستن به جنبشی واحد و یکپارچه تمایل پیدا میکنند. در چنین حکومتی، مشارکت در ساختارهای دولتی ابتدا تشویق و بعد الزامی میشود. پیوندهای قدیمی مذهبی و اجتماعی نیز جای خود را به پیوندهای ساختگی با دولت و ایدئولوژی آن میدهند. با کاهش کثرتگرایی و فردگرایی، بیشتر مردم ایدئولوژی حکومت تمامیتخواه را میپذیرند. تنوع بینهایت در تمام جنبههای زندگی افراد از بین میرود و جای خود را به تبعیت گروهی یا حداقل رضایت افراد از باورها و رفتاری که حکومت تأیید میکند میدهد.
۴. خشونت سازمانیافته
در حاکمیت تمامیتخواه، خشونت سازمانیافته گسترده مجاز و حتی گاهی ضروری میشود. اگر هم دلیل آن را بپرسید، به تعهد اصلی به ایدئولوژی حکومتی و دنبالکردن هدف نهایی آن اشاره میکنند.
در آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی استالین، برخی از طبقهها یا گروههای اجتماعی مانند یهودیان و کولاکها را اذیت و آزار میدادند و برای نابودی آنها از هیچ تلاشی فروگذار نمیشد. در این حکومتها، چنین افرادی را به همکاری با دشمن خارجی متهم میکردند و مسبب مشکلات حکومت میدانستند. از این طریق، افکار عمومی علیه این افراد برانگیخته میشد و دیگر مهم نبود که نیروی نظامی یا پلیس با این افراد چه برخوردی داشته باشد.
۵. عملکرد متفاوت پلیس
در حکومت تمامیتخواه عملکرد پلیس اغلب به چیزی شباهت دارد که در یک دولت پلیسی اتفاق میافتد، بااینحال تفاوتی مهم آن را از این نوع حکومت متمایز میسازد. در حکومت پلیسی، رویههای ثابت و شناختهشدهای وجود دارد. در توتالیتاریسم، پلیس خارج ار محدودیتهای قانونی عمل میکند و اقداماتش هدفمند پیشبینیناپذیر است.
۶. تبعیت اجباری از ایدئولوژی حکومتی
نظام های توتالیتر در طول حیات خود تمام شهروندان را به پذیرش و خدمت به یک ایدئولوژی آخرالزمانی ملزم میکنند. بر اساس این ایدئولوژی باید نظم مخفیانه و فاسد قدیمی از بین برود تا جامعهای جدید و آرمانی با نژادی اصیل جایگزین آن شود. در این حکومت تمام جهتگیریهای سیاسی مانند لیبرالیسم، سیاستهای محافظهکارانه و حتی عوامگرایی نادیده گرفته میشوند و همه باید تابع بدون قید و شرط رهبری باشند.
۷. کنترل رسانهها توسط دولت
حکومتهای توتالیتر تمام رسانههای جمعی از جمله هنر و ادبیات را کنترل میکنند. حکومت از این طریق میتواند جریان دائمی پروپاگاندا را شکل دهد که مدام جنگ روانی به راه میاندازد و اجازه نمیدهد مردم از وضع زندگی فلاکتبار خود ناامید شوند. این پروپاگاندا اغلب مملو از عبارات کلیشهای و گیجکننده است. نمونه این شعارهای کلیشهای را در رمان «۱۹۸۴» میخوانیم:
جنگ صلح است. آزادی بردگی است. جهل قدرت است.
۸. نظارت شدید دولتی بر اقتصاد
حکومتهای تمامیتخواه برای پیشبرد اهداف نظامی و غارتگرانه خود، مالکیت و کنترل همهجانبه بخشهای مختلف اقتصادی از جمله سرمایهگذاری و ابزارهای تولید را در دست دارند. بنابراین سرمایهگذاریهای اقتصادی خصوصی غیرممکن میشوند. زیر سایه چنین حکومتهایی، مردم اجازه اندیشه مستقل و تلاشی را که لازمه نظام سرمایهداری است ندارند و فقط آزادند که بر پیشبرد اهداف ایدئولوژیک حکومت تمرکز کنند.
تفاوت تمامیت خواهی و اقتدارگرایی
توتالیتاریسم و اقتدارگرایی هر دو به ازبینرفتن تمام اشکال آزادی فردی منجر میشوند، اما روش این دو حکومت با هم متفاوت است. حکومتهای اقتدارگرا معمولا بهروشی منفعلانه مانند پروپاگاندا تلاش میکنند اطاعت داوطلبانه و کورکورانه شهروندان را به دست آورند. در مقابل، حکومت توتالیتر برای کنترل زندگی خصوصی و سیاسی شهروندان از تدابیر افراطی مانند نیروهای پلیس مخفی و زندان استفاده میکند.
همچنین حکومت توتالیتر معمولا خواهان وفاداری عملی مذهبی به یک ایدئولوژی بهشدت سازمانیافته است، اما حکومت اقتدارگرا اینطور نیست. حکومت اقتدارگرا برخلاف حکومت توتالیتر، برای وادارکردن مردم به تبعیت و دنبالکردن اهداف خود قدرت محدودی دارد.
توتالیتاریسم با فاشیسم چه تفاوتی دارد؟
گاهی این دو مفهوم با هم اشتباه گرفته میشوند، در حالی که این دو شکل از اقتدارگرایی با هم تفاوتهایی دارند.
فاشیسم یک ایدئولوژی سیاسی بسیار قدیمیتر از توتالیتاریسم است. در حکومت فاشیستی، عقده برتری و احساس ترس از دشمنان فرضی نژاد یا ملت در میان شهروندان ترویج میشود. این حکومت از تمام مردم میخواهد تا پشتسر رهبران بایستند تا یا از هویت برتر خود محافظت کنند یا دشمنان فرضی را شکست بدهند. پروپاگاندای حکومت فاشیستی وفاداری بیچونوچرا به رهبران را ماهرانه تبلیغ میکند.
در حکومت فاشیستی، نیروهای پلیس مخفی یا نیروهای آموزشدیده احزاب خودی جاسوسی شهروندان را میکنند و آنها را از تفکر، سخنرانی، تبلیغات یا فعالیتهای ضدحکومتی بازمیدارند. فاشیستها بهشدت با دموکراسی واقعی که از حقوق طبیعی و آزادیهای مدنی افراد حمایت میکند، مخالفاند، اما گاهی اوقات از راههای دموکراتیک به قدرت میرسند.
آخرین و مهمترین تفاوت حکومت توتالیتر و فاشیست نیز به طرز فکر آنها درباره سلطه چندملیتی مربوط میشود. بیشتر حکومتهای توتالیتر فعالیتهای خود را به مرزهای جغرافیایی کشورهای تحتکنترل خود محدود کردهاند، اما حکومتهای فاشیستی اغلب جاهطلبیهای امپریالیستی را در سر میپرورانند.
پساتوتالیتر چیست؟
یکی دیگر از مفاهیمی که احتمالا درباره تمامیت خواهی زیاد میشنوید، پساتوتالیتر است. واتسلاف هاول در کتاب «قدرت بیقدرتان» مفهوم پساتوتالیتر را توضیح میدهد. او در این کتاب زندگی در اروپای شرقی کمونیستی دهه ۱۹۷۰ میلادی را شرح میدهد و آن را هزارتویی از نفوذ، سرکوب، ترس و خودسانسوری میداند که تمام افراد را با ساکتکردن، تحریف و برچسبگذاری در خود فرومیبرد.
نمونههای تاریخی حکومت توتالیتر
بیشتر حکومتهای تمامیتخواه تاریخ در طول دوران پرهرجومرج بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شدند. در اوایل دهه ۱۹۲۰، بنیتو موسولینی (فاشیست ایتالیایی) اصطلاح توتالیتر را برای توصیف دولت جدید فاشیستی ایتالیا ابداع کرد. سایر نمونههای نظامهای تمامیتخواه آن زمان عبارتاند از:
اتحاد جماهیر شوروی بهرهبری جوزف استالین؛
آلمان نازی در زمان آدولف هیتلر؛
جمهوری خلق چین در دوران حکومت مائوتسه تونگ.
کره شمالی؛ نمونه حکومت تمامیتخواه امروزی
بهاعتقاد بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران، در حال حاضر کره شمالی و اریتره در شرق آفریقا تنها کشورهایی هستند که حکومت توتالیتر دارند. کره شمالی در سال ۱۹۴۸ بهعنوان جمهوری دموکراتیک خلق کره به رسمیت شناخته شد و در حال حاضر ماندگارترین حکومت توتالیتر جهان محسوب میشود.
در حال حاضر، کیم جونگ اون بر کره شمالی حکومت میکند. او توانسته با ارعاب مردم در حکومت باقی بماند. پروپاگاندای گسترده نیز برای حمایت از ایدئولوژی حکومت جوچه در کره برقرار است. قانون اساسی کره شمالی وعده حقوق بشر میدهد، اما آزادی بیان در این کشور محدود شده است و مردم تحت نظارت شدید حکومت زندگی میکنند.
کتاب توتالیتاریسم
نویسنده: هانا آرنت مترجم: محسن ثلاثی انتشارات: نشر ثالث تعداد صفحه: ۳۶۶
هانا آرنت در کتاب توتالیتاریسم خود ابتدا ماجرای یهودیستیزی در اروپای مرکزی و غربی در دهه ۱۸۰۰ را شرح میدهد، سپس امپریالیسم استعماری اروپایی شکلگرفته از سال ۱۸۸۴ تا آغاز جنگ جهانی اول را بررسی میکند.
کتاب توتالیتاریسم هانا آرنت با تمرکز بر ۲ شکل واقعی حکومت توتالیتر معاصر یعنی آلمان نازی و روسیه استالینی ماهرانه نشان میدهد که اینها ۲ روی ۱ سکهاند. او بهجای مخالفت با فلسفههای چپ و راست، نهادها و عملکرد جنبشهای تمامیتخواه را بررسی میکند. از این نقطهنظر نیز درباره تبدیل طبقات اجتماعی به تودهها، نقش پروپاگاندا در برخورد با جهان غیرتوتالیتر و استفاده از ترور و انزواطلبی بهعنوان پیششرطهای سلطه کامل حکومت بحث میکند.
کلام آخر
تمامیت خواهی شکل پیشرفتهتر استبداد و دیکتاتوری است. این شکل از اداره کشور اغلب با حکومتهای فاشیستی و اقتدارگرا مقایسه میشود. تمامیتخواهان از ابزارهای مختلف مانند سرکوب مردم، کنترل رسانهها و خشونت سازمانیافته برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند.
در این مقاله، ویژگیهای تمامیت خواهی را توضیح دادیم. بهنظر شما بهترین راه مقابله با این طرز فکر چیست؟
جلسات خود را به موثرترین شکل ممکن مدیریت کنید.
و از اتلاف هزاران ساعت زمان در سازمان جلوگیری کنید.
اپل در آیفون های نسل جدید تراشه های ویژه ای با قابلیت های هوش مصنوعی به کار برده است. این موضوع می تواند عملکرد این گوشی ها را تغییر دهد. این در حالی است که اپل در مراسم رونمایی از آیفون ها نامی از هوش مصنوعی نبرده است.
به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، اپل از قابلیت های هوش مصنوعی برای بهبود عملکردهای ساده در آیفون بهره می برد. این رویه برخلاف سایر شرکت های بزرگ فناوری است که تمام محصولات خود را به هوش مصنوعی مجهز کرده اند.
اپل در زمان رونمایی از آیفون ۱۵ حتی یکبار هم نامی از هوش مصنوعی نبرد. این در حالی است که تراشه های جدید آیفون و اپل واچ در برخی قابلیت های خود از هوش مصنوعی بهره می برند. اپل از این فناوری برای بهینه کردن برخی کارکردها از قبیل پاسخ به تماس ها و ثبت تصاویر استفاده کرده است.
طبق گزارش های منتشر شده اپل از ماه ها پیش استفاده از هوش مصنوعی در محصولات را آغاز کرد. این شرکت پیش از این حتی در کنفرانس توسعه دهندگان نیز به استفاده از هوش مصنوعی اشاره نکرده بود.
تراشه های حدید اپل واچ سری ۹ با استفاده از هوش مصنوعی قابلیت Double Tap را عرضه می کنند. در این قابلیت می توان بدون لمس ساعت با آن تعامل داشت. به عنوان مثال برای پاسخ به تماس می توان با دو بار اتصال انگشت شست و اشاره یا به اصطلاح پینچ کردن این کار را انجام داد. همچنین برای توقف پخش موسیقی و دسترسی به اطلاعات دیگری مانند. هواشناسی نیز استفاده خواهد شد.
بهنظر شما چرا سابقه کاری برای کارفرمایان اهمیت دارد؟ گاهی اوقات عملکرد کارمندان در محل کار سابقشان با عملکرد آنها در محل کار جدیدشان کاملا فرق دارد. داشتن تجربه عملی در حوزه تخصصی تنها یکی از دلایلی است که کارفرمایان به دنبال نیروهای دارای سابقه کارند. دلیل دیگر این است که کارفرمایان به دنبال افرادی با مهارتهای قابلانتقال میگردند؛ این مهارتها به موقعیت شغلی و سازمان وابسته نیستند و در هر شغلی مفید خواهند بود. در این مقاله توضیح میدهیم که منظور از مهارتهای قابلانتقال چیست و چه توانمندیهایی در این دسته قرار میگیرند.
منظور از مهارت قابلانتقال چیست؟
مهارتهای قابلانتقال (Transferable skills) که مهارتهای پرتابل هم نامیده میشوند، شامل توانمندیهایی هستند که میتوانید از یک شغل به شغل دیگر ببرید. این مهارتها به کارفرما نشان میدهند که شما در کنار تخصصی که دارید، میتوانید در سازمان فعالیت حرفهای داشته باشید و پروژهها را پیش ببرید.
بیایید این موضوع را با ذکر یک مثال توضیح دهیم. یک حسابدار را در نظر بگیرید. مهارت فنی این فرد توانمندیهایی در زمینه حسابداری، حسابرسی و کار با ابزار و نرمافزارهای مربوط به این شغل است، اما مهارتهای قابلانتقال او مواردی مثل توانایی کار تیمی، تعامل و برقراری ارتباط با کارمندان است. این مهارتها در هر موقعیت شغلیای ضروریاند و باعث میشوند وظایفش را بهتر انجام دهد. حتی اگر این فرد در آینده شغلی بهجز حسابداری داشته باشد نیز مهارتهای قابلانتقال او احتمال موفقیتش را بیشتر خواهند کرد.
مهارتهای قابلانتقال وجه تمایز نیروهای کار خوب و نیروهای کار عالیاند.
۱۰ مهارت قابلانتقال
اگر به ارتقای شغلی یا پیداکردن شغلی بهتر فکر میکنید، باید به دنبال ارتقای مهارتهایتان باشید. فرایند توسعه مهارتها و یادگیری هم برای مهارتهای فنی ضروری است و هم مهارتهای قابلانتقال. در ادامه، ۱۰ مورد از مهمترین مهارتهای پرتابل را معرفی میکنیم که برای اغلب موقعیتهای شغلی ضروریاند و بهبود آنها سبب جلب نظر کارفرمایان میشود.
۱. کار تیمی و مهارتهای ارتباطی
ارتباط و کار تیمی مهارتی ضروری است که تقریبا در تمام سازمانها اهمیت دارد. وقتی کار تیمی انجام میدهید، منافع پروژه و تیم به منافع شخصی اولویت دارند. در کار تیمی، همتیمیها از یکدیگر حمایت میکنند، به هم انگیزه میدهند، برای پیشرفت به یکدیگر کمک میکنند و در کار هم با یکدیگر هماهنگاند.
مهارتهای ارتباطی پایه و اساس کار تیمی محسوب میشوند و بسیار گستردهترند. توانمندیهای لازم برای تقویت مهارتهای ارتباطی عبارتاند از:
مهارت ارتباطی یعنی بدانید هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!
۲. تفکر انتقادی
تفکر انتقادی یعنی بعد از طرح مسئله، دادههای موجود را ارزیابی کنید و بر اساس اطلاعات، استدلال کنید و تصمیم بگیرید. با این مهارت شما همهچیز را دقیق بررسی میکنید و تمام جوانب را در نظر میگیرید، درنتیجه میتوانید بهترین تصمیم را بگیرید.
مثلا وقتی معلم نیازهای آموزشی دانشآموزانش را بررسی میکند و برنامه آموزشی منحصربهفردی برای هرکدام میچیند، از مهارت تفکر انتقادی استفاده کرده است. مدیری که در جلسات، پیشنهادها را به دقت بررسی میکند و جوانب مختلف هرکدام را میسنجد تا بهترین پیشنهاد را انتخاب و اجرا کند هم این مهارت را آموخته است.
۳. حل مسئله و تصمیمگیری
گاهی اوقات در محیط کار، با چالشهای پیچیدهای مواجه میشویم. افرادی که مهارت حل مسئله خوبی دارند، علت این چالشها را پیدا و راهحلهای احتمالی را بررسی میکنند تا به بهترین روش برای حل مسئله برسند. آنها بعد از پیداکردن راه درست، تصمیمگیری میکنند و آنقدر اعتماد به نفس دارند که مسئولیت تصمیمهایشان را بپذیرند. این افراد گاهی اوقات هم خلاقیت را چاشنی مهارت تصمیم گیری و حل مسئله میکنند تا راهکاری نوین برای حل مسائل ارائه دهند.
افرادی که مهارت حل مسئله دارند، ممکن است پیشنهادی برای بهینهسازی فرایندهای مختلف محیط کار داشته باشند. مثلا انبارداری که با دستهبندی محصولات و چیدمان منظم آنها در قفسهها، پیداکردن آنها هنگام ارسال برای مشتری را سادهسازی میکند، مهارت حل مسئله دارد.
۴. اعتمادسازی
برای جلب اعتماد دیگران به چند مهارت قابلانتقال مختلف نیاز دارید. کارمندان قابلاعتماد هرآنچه را از عهدهشان برمیآید برای سازمان انجام میدهند. آنها سازمان را متعلق به خودشان میدانند و از هیچ تلاشی برای رشد و پیشرفت آن دریغ نمیکنند.
تعدادی از مهارتهای لازم برای تبدیلشدن به کارمند قابلاعتماد عبارتاند از:
کارمندان قابلاعتماد بهترین نیروهای سازماناند. مدیران، با قدردانی و پاداش، به کارکنان متعهد خود برای حفظ این روحیه انگیزه میدهند.
۵. سازگاری شغلی
در دنیای امروزی، سازگاری شغلی یکی از مهمترین مهارتهای قابلانتقال محسوب میشود زیرا شرایط کاری با سرعت زیادی در حال تغییرند و افرادی موفق خواهند بود که با این تغییرات سازگار شوند. سازگاری یعنی آمادگی مواجهه با محیط و شرایط کاری جدید و کسب موفقیت.
یکی از نمونههای بارز اهمیت سازگاری شغلی در دوره همهگیری کرونا مشخص شد. در آن دوران، بسیاری از کسبوکارهایی که با شرایط قرنطینه سازگار نشدند و بهسمت بازاریابی آنلاین نرفتند، شکست خوردند. در مقابل کسبوکارهایی که برای مشتریانشان امکان خرید به شیوهای متناسب با پروتکلهای بهداشتی را فراهم کردند، سود خوبی به دست آوردند.
۶. مدیریت
در نگاه اول به نظر میرسد مهارتهای مدیریت و رهبری تنها برای سِمتهای مدیریتی و سرپرستی ضروریاند، اما وقتی دقیقتر بررسی کنید، متوجه خواهید شد که مدیریت مهارتی قابلانتقال برای مشاغل مختلف است. مهارتهای مدیریتی روی هدایت افراد و فرایندها تا رسیدن به نتیجه مطلوب تمرکز دارند.
۷. توجه به جزئیات
افرادی که مهارت توجه به جزئیات را دارند، کارشان را به بهترین شیوه انجام میدهند. آنها هر مسئله یا فرایندی را آنقدر ظریف بررسی میکنند که بقیه حتی متوجه این ظرافتها هم نمیشوند. البته توجه بیشازحد به جزئیات ممکن است شما را بهسمت وسواس یا کمال گرایی سوق دهد، پس باید دقت کنید که دچار حساسیتهای وسواسگونه نشوید.
۸. نظم و سازماندهی
افراد منظم همیشه به همه کارهایشان میرسند و برای هر وظیفهای که بر عهده دارند، بهاندازه کافی زمان میگذارند. این افراد کارها را به درستی و مطابق دستورالعمل انجام میدهند، پروژههایشان را بهموقع آماده میکنند و گزارش دقیقی از روند کار به کارفرما ارائه میدهند. منظم بودن مهارتی ضروری برای تمام کارمندان سازمان است.
۹. سواد فناوری
در دنیای امروزی، تقریبا تمام مشاغل با فناوری سروکار دارند. بنابراین سواد اولیه در زمینه تکنولوژی یکی از مهمترین پیشنیازهای فعالیت در بازار کار امروزی است. ابزارهای فناوری سادهسازی و افزایش سرعت فرایندها را برای کسب و کارها راحتتر میکنند. کارفرمایان ترجیح میدهند در سازمانشان نیروهایی داشته باشند که کار با این ابزارها را بدانند یا در صورت ورود ابزار تازه به مجموعه، برای یادگیری کار با آن مشتاق باشند. حوزه سواد فناوری بسیار گسترده است و شما باید با توجه به نیاز موقعیت شغلی خود مبحث مدنظرتان را یاد بگیرید.
۱۰. مهارتهای بینفردی
در اکثر مشاغل، افراد برای انجام وظایفشان باید با دیگران تعامل کنند؛ این تعامل در کارهای تیمی بیشتر و در کارهای فردی کمتر است. بهکمک مهارتهای بینفردی میتوانید با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید و ارتباطات خود در محیط کار را بهخوبی در مدیریت کنید.
تعدادی از مهارتهای بینفردی ضروری برای محیط کار عبارتاند از:
چطور مهارتهای قابلانتقال را به کارفرما نشان دهیم؟
میتوانید مهارتهای قابلانتقال خود را به ۳ روش به کارفرما نشان دهید:
در رزومه خود راجع به آنها بنویسید.
در کاور لتر (Cover letter) یا نامه پوششی درباره این مهارتها بنویسید.
در جلسه حضوری مصاحبه شغلی راجع به مهارتهای پرتابل خود صحبت کنید یا آنها را به کارفرما نشان دهید.
برای تشخیص اینکه کدام روش برای ارائه مهارتهای قابلانتقال مناسبتر است، به شرح شغلی توجه کنید که کارفرما در آگهی استخدامی نوشته است. کارفرمایانی که به مهارتهای نرم و پرتابل اهمیت میدهند، معمولا در آگهی راجع به آن صحبت میکنند.
رزومه شما ۳ بخش دارد: خلاصه رزومه، سوابق کاری و مهارتها. شما میتوانید هوشمندانه مهارتهای قابلانتقال مرتبط با حوزه کاریتان را در رزومه به کارفرما نشان دهید. مثلا بهجای اینکه فقط بنویسید قبلا در فلان شرکت کار کردهاید، از دستاوردهایی بگویید که برای شرکت کسب کردهاید. یا مثلا وقتی در خلاصه رزومه درباره خودتان توضیح میدهید، به ۲ یا ۳ مورد از مهارتهای پرتابل خود اشاره کنید.
بهتر است مهارتهای قابلانتقال نوشتهشده در رزومه شما با مهارتهای موردنیاز ذکرشده در آگهی مطابقت داشته باشند.
کاور لتر نامهای است که در کنار رزومه برای کارفرما ارسال میکنید. شما در این نامه نیز میتوانید به مهارتهای قابلانتقال خود اشاره کنید؛ بهتر است در این نامه هم مهارتهایتان را در قالب دستاوردهایی که برای کسبوکارهای قبلی داشتهاید، به کارفرما نشان دهید.
در جلسه مصاحبه کاری، وقتی کارفرما یا مدیر منابع انسانی از شما سؤال میپرسد، متوجه خواهید شد که چه مهارتهایی از کار قبلی شما قابلانتقال به شغل جدیدند. در جلسه مصاحبه درباره این مهارتها صحبت کنید و بگویید که چطور به کمک این توانمندیها به اهداف فردی یا تیمی دست پیدا کردهاید.
کلام آخر؛ مهارتهای قابلانتقال شاهکلید بازار کارند
در این مقاله توضیحاتی درباره مهارتهای قابلانتقال دادیم و انواع آنها را بررسی کردیم. این دسته از توانمندیها به شما کمک میکنند در هر سازمانی با هر شرایطی که حضور دارید، بتوانید اهدافتان را دنبال کنید و به مهرهای مهم برای مجموعه تبدیل شوید. تقویت این توانمندیها هم برای کارفرمایان مزیتهای بسیاری دارد و هم به نفع خود کارمندان است؛ به همین دلیل بسیاری از کارفرمایان برای تقویت مهارتهای پرتابل کارکنانشان هم برنامهریزی میکنند.
چگونه با مدیر و همکاران خود تعامل موثری داشته باشیم.
چگونه در سازمان خود پلههای ترقی را بهسرعت طی کنیم.